منظومه فرهاد و شیرین شعله نی ریزی قسمت صدو شصت و پنجم
# منظومه فرهاد و شیرین سرودۀ شعله
نیریزی.
شامل[ ۳۵۱۰بیت] تصحیح دکتر مختار کمیلی
ارائه در فضای مجازی: فاطمه شعاع
قسمت 1️⃣6️⃣5️⃣
ابیات 3250 الی 3270
۳۲۵۰.فراهم گشت اسباب زوالش
به نقصان کرد رو اوج کمالش
بُـدش شیرویه فرزندی هنرمند
به فرمان پدر در کاخْ دربند
بزرگان بندش از پا بر گشادند
به فرقش افسر شاهی نهادند
چو بر تخت جهانداری شدش جای
پدر را بند غم بنهاد بر پای
نمود از تخت دارایی نگونش
روان فرمود سوی طیسفونش
۳۲۵۵.روان کردند شیرینش به همراه
به سوی طیسفون شد شاه با ماه
بر او تخت جهانداری سر آمد
زوالش ناگهانی از در آمد
نگهبانان پی پاسش به هر سو
نشسته چون فراز دیده ابرو
شه از دیدار شیرین گشته خورسند
به پا و دل نهاده از دو سو بند
چو کردی سختی دوران دلش تنگ
شدی آسوده از آن روی گلرنگ
۳۲۶۰.غمش هر گه فکندی شعله در جان
تسـلّی دادیش از روی جانان
نباشد دور گیتی را بقایی
نباشد در سرشت او وفایی
اگر بر داردت بر بام افلاک
فرو اندازدت در دامن خاک
عروسی دلکش است این عالم پیر
ولی شوهر کش است از روی تاثیر
حنای دست او از خون پاکان
خضاب او سرشک دردناکان
۳۲۶۵.شراب عشرتش ناخوشگوار است
که در پی هر دمش رنج خمار است
در آتشخانه شد چون جای خسرو
نهاده بند زر بر پای خسرو
هراسان ز او بزرگان هنرمند
که گر خسرو رهایی یابد از بند
نشاید بود ایمن در زمانه
که کاری این چنین نبود فسانه
سوی شیرویه یکسر رو نمودند
از این ره گفتگو با او نمودند
...........