بهار
بهار آمد، زمین تازه نفس کشید
گلها از خواب بیدار شدند، رنگها در هوا رقصیدند
نسیم لطیف به شانههای درختان میخزد
و زندگی، دوباره در دلها جوانه میزند.
دستهای آفتاب، به لبهی برگها میرسد
دستهای باران، نوازشگر خاک خشک شده.
هر گل، در دلش هزار قصه از نوروز میریزد
و دشت، با رنگهای تازه به استقبال روزهای نو میآید.
بهار، گلی است که در دلِ هر انسان میشکفد
زمانی که به زندگی، با امید نگاه کنیم.
در گوشهگوشهی دنیا، یک نفسِ تازه آغاز میشود
و دلها، دوباره یاد میگیرند که زندگی شگفتانگیز است.
محسن شعاع ۱۳ اسفند ماه ۱۴۰۳
+ نوشته شده در دوشنبه بیستم اسفند ۱۴۰۳ ساعت 15:7 توسط محسن شعاع
|