«به نام خدا»

# منظومه فرهاد و شیرین سرودهٔ شعله
نی‌ریزی.
شامل[ ۳۵۱۰بیت] تصحیح دکتر مختار کمیلی
ارائه در فضای مجازی: فاطمه شعاع

قسمت 8️⃣1️⃣
*ابیات 1571 الی 1590


ز بس یاقوت بر رخساره آمود
لبش در رشتهٔ یاقوت گم بود

دو نرگس را نمود از سرمه رنگین
سیه چون طالع فرهاد مسکین

به مژگان داد پیکان‌های کاری
سمن را کرد از نو آبداری

بود مستغنی از آراستن ماه
که آراید ز نور خویش خرگاه

۱۵۷۵. بلا و فتنه را دربان ره کرد
قضا را یار با چشم سیه کرد

طلب فرمود آنگه کوهکن را
صنم در خواست دیدار شمن را

پرستاران به فرمان خداوند
طلب کردند استاد هنرمند

بگفتندش که شیرین شکربار
تو را خوانده است در نه پای رفتار

چو آمد این نواسازی به گوشش
به تاراج حوادث رفت هوشش

در اول گفت جان را چار تکبیر
فرو شست از تعلّق لوح تصویر

۱۵۸۰. به طوف کعبهٔ جان بست احرام
شده لبّیک گویان گام بر گام

چو عزم کوی آن سرو سهی کرد
ز جان اول قدم قالب تهی کرد

فتادش لرزه چون مستان بر اندام
قدم در راه می‌زد کام و ناکام

دو پا پیچان به دور هم چو چوگان
سرش از بیخودی چون گوی غلطان

۱۵۸۵. نفس در سینه آمد در شماره
عرق ریزان به رخ همچون ستاره

در آمد لنگ لنگان تا به دهلیز
چو عاصی در صف محشر عرق ریز

پرستاران طلب کردند اجازه
که از شیرین رسد فرمان تازه

چو شد در صحن مشکو بی‌دل و جان
چو حِربا شد در آنجا مات و حیران

به خاک افتاد بهر سجده از دور
بسان هیربد از جلوهٔ نور

۱۵۹۰.زبانش از ثنا خوانی شده لال
رخ زردش نمودی شرح احوال