# منظومه فرهاد و شیرین سرودۀ شعله
نی‌ریزی.
شامل[ ۳۵۱۰بیت] تصحیح دکتر مختار کمیلی
ارائه در فضای مجازی: فاطمه شعاع

قسمت 9️⃣3️⃣
*ابیات 1811 الی 1830


ز مستی ترسم از پشت تو بی‌تاب
فتد اندر زمین چون عکس مهتاب

تو را با او ببرم در بیستون شاد
چو برگ گل که از بستان برد باد

پس آنگه آن هنرمند قوی تن
گرفت اندام گلگون را به گردن

صنم بر پشت گلگون جا گرفته
چو مَه در آسمان مأوا گرفته

۱۸۱۵. ز جا برداشت رو آورد در کوه
پرستاران ز حیرت بر وی انبوه

سوی بالا عنان برتافت چون باد
به منزلگاه خود بر جای بنهاد

فرود آمد ز گلگون شوخ طنّاز
نظر بر بیستون افکند از ناز

نخستین دید نقش خویش بر سنگ
سوی تمثال خود فرمود آهنگ

ندید از خویشتن با او دورنگی
بجز سیمین تنی با جسم سنگی

۱۸۲۰. لب از شوخی سوی فرهاد بگشاد
که دارم حیرت ای فرزانه استاد

مرا جز یک نظر افزون ندیدی
چسان این نقش را موزون کشیدی

به پاسخ گفت ای ماه شکربار
بس است از راه دل دیدن بیکبار

نگیرد چشم عاشق عکس دلبر
که از خوناب دل دایم بُوَد تر

چو نقش یار بر دل افکند تاب
نگردد محو هرگز ز آتش و آب

۱۸۲۵. دگر چون جای دل سوی تو باشد
عیان در خاطرش روی تو باشد

هر آن دیدن که از روی هوس نیست
برون از دل خیالش یک نفس نیست

صنم از روی مستی ساغر می
نهاد از دلنوازی در کف وی

ستد جام از کف شیرین دلبند
لب آن جام را زد بوسه‌ای چند

بلی جایی که شیرین است ساقی
نماند جان به جای هوش باقی

۱۸۳۰. به لب بنهاد چون جام طربناک
فرو غلطید لختی بر سر خاک

.....