«به

# منظومه فرهاد و شیرین سرودۀ شعله
نی‌ریزی.
شامل[ ۳۵۱۰بیت] تصحیح دکتر مختار کمیلی
ارائه در فضای مجازی: فاطمه شعاع

قسمت 9️⃣5️⃣
*ابیات 1851 الی 1870


چو ساز بیخودی پرداخت زان رود
حریف بزم را بنمود بدرود

چو وقت شام آمد با صد اندوه
فرود آمد چو خورشید از سر کوه

چو آن گلرخ جدا از کوهکن شد
تو گویی کوهکن را جان زتن شد

شود دور از برِ عاشق چو جانان
شود آری برون از جسم او جان

۱۸۵۵. چه سود از جان اگر جانان نباشد
که چون جانان نباشد جان نباشد

سخن پرداز این دیباچهٔ راز
گشود از روی معنی پردهٔ ساز

که خسرو چون شتابان رفت در روم
چو جسم از جان شیرین ماند محروم

خبر دادند قیصر را که پرویز
به ملک روم ناگه راند شبدیز

به استقبال او از هر کرانه
سپاهی کرد چون انجم روانه

۱۸۶۰. درفش و کوس شاهی برد پیشش
فرود آورد در خرگاه خویشش

مرتّب داشتش اسباب شاهی
به هر رنگ از سفیدی وز سیاهی

وُشاقان با کمرهای زراندود
غلامان با لباس گوهر آمود

ز تازی مرکبان کوه پیکر
ز عِقد گوهر و گنجینهٔ زر

ز بت رویانِ سیمینِ گل اندام
به دست هر یکی پیروزه گون جام

۱۸۶۵. ز نای رومی و از طبل و خرگاه
نثار افشاندند بر پای شهنشاه

سپاهی پای تا سر غرق پولاد
پی خدمت به درگاهش فرستاد

ز آواز دف و چنگ و چغانه
برون رفتش ز دل فکر زمانه

پس از چندی چو با وی گشت دمساز
به دامادی خود کردش سرافراز

به کاخش دختری می‌بود کز ناز
گرفتی باج از خوبان طنّاز

۱۸۷۰. رخش رشک بتان آزری بود
به حُسن حور و رخسار پری بود


🌏 WWW.DELVAJE.ir