منظومه فرهاد و شیرین شعله نی ریزی قسمت نود و ششم
# منظومه فرهاد و شیرین سرودۀ شعله
نیریزی.
شامل[ ۳۵۱۰بیت] تصحیح دکتر مختار کمیلی
ارائه در فضای مجازی: فاطمه شعاع
قسمت 9️⃣6️⃣
*ابیات 1871 الی 1890
لبش گاه سخن از خوش بیانی
نشان دادی ز آب زندگانی
دهانش ره نمای عمر جاوید
نهان چون ذرهایی در قرص خورشید
دو گیسو چون کمند تاب داده
چو صیّادان به دوش خود نهاده
خرد مست از دو چشم نیم خوابش
فروزان چهرهٔ چون آفتابش
۱۸۷۵. ز موزونی قدش چون سرو آزاد
ز طنّازی برش چون شاخ شمشاد
بتی ترسا صفات و عیسوی دم
به دوران شهره نام او به مریم
به عَقد خسرو آن فرخنده گوهر
رسید از مهربانیهای قیصر
بنا کردند عیشی سخت دلکش
به خسرو همنشین شد آن پریوَش
چو چندی کام دل راندند در روم
به تنگ آمد دل پرویز از آن بوم
۱۸۸۰. ز سودای رخ شیرین مَهوَش
مدامش نعل دل بودی در آتش
شب و روز از فراقش بود دل خون
چو در هجران لیلی زار مجنون
نکردی راز پنهان آشکارا
که با قیصر بُدش روی مدارا
در آخر طاقت او طاق گردید
به ملک خویشتن مشتاق گردید
ز قیصر خواست در رفتن اجازه
که سازد ملک را از عدل تازه
۱۸۸۵. چو عزمش را به رفتن دید قیصر
ز هر جانب طلب فرمود لشکر
چو از هر سو سپاه آمد پدیدار
چو دریا موج میزد دشت و کهسار
به خسرو داد و کرد او را روانه
سپاه و تاج و تخت خسروانه
نشسته مریم اندر مهد زرّین
به همراهش بتان خلّخ و چین
سپه را برگرفت از روم پرویز
سوی شهر مداین راند شبدیز
۱۸۹۰. بداندیش از شکوه شهریاری
به کوشیدن ندید از بخت یاری
.