منظومه فرهاد و شیرین شعله نی ریزی قسمت صد و یکم
«ب
# منظومه فرهاد و شیرین سرودۀ شعله
نیریزی.
شامل[ ۳۵۱۰بیت] تصحیح دکتر مختار کمیلی
ارائه در فضای مجازی: فاطمه شعاع
قسمت 1️⃣0️⃣1️⃣
*ابیات 1971 الی 1990
ز دلداری مرادت باز جوید
در انجام تمنّای تو پوید
کنون بردار گام از مهربانی
که بختت رو کند در کامرانی
چو پرویزت شود ناگه طلبکار
تو را نیکو شود انجام این کار
فرو شد چون سخن در گوش فرهاد
برآورد از دل غمدیده فریاد
۱۹۷۵. که خسرو گر به مهرم دل گمارد
کجا بخت سیاهم این گذارد
نبینم این وفا از طالع خویش
که حاصل گرددم کام دل ریش
بپردازد به حال دردناکم
نشاند بر سر کوی هلاکم
و ز آنجا با غمی بس بیکرانه
سوی درگاه خسرو شد روانه
نقیبانش سوی درگاه بردند
به پیش تخت شاهنشاه بردند
۱۹۸۰. چو خسرو دید بر آن کوه پولاد
زبان چون دشنهٔ پولاد بگشاد
که ای فرخنده استاد از کجایی
بگفتا از دیار بینوایی
بگفتا در چه صنعت پایداری
بگفتا پیشه دارم جان سپاری
بگفت از جان سپردن چیست حاصل
بگفتا سر نهادن در پی دل
بگفت این شور دل را چیست تسکین
بگفت آسایش از دیدار شیرین
۱۹۸۵. بگفت از سر بنه سودای این کار
بگفتا دوری از حال گرفتار
بگفت این عشق باشد از خرد دور
بگفتا از خرد عشق است مهجور
بگفتا عشق را مرگ است انجام
بگفتا عاشقان را این بود کام
بگفتا وصل شیرین است مشکل
بگفتا این بود اندیشهٔ دل
بگفتا شام هجران را سحر نیست
بگفتا هیچ آهی بی اثر نیست
۱۹۹۰. بگفتا گر کسی جوید وصالش
بگفتا برکَنم از تیشه بالش
.....