منظومه فرهاد و شیرین شعله نی ریزی قسمت صد و دوم
# منظومه فرهاد و شیرین سرودۀ شعله
نیریزی.
شامل[ ۳۵۱۰بیت] تصحیح دکتر مختار کمیلی
ارائه در فضای مجازی: فاطمه شعاع
قسمت 1️⃣0️⃣2️⃣
*ابیات 1991 الی 2010
چو خسرو دید کان شوریدهٔزار
بود در طُرّهٔ شیرین گرفتار
درآمد در رسوم دلنوازی
به آهنگ دگر در چاره سازی
که ای فرزانه مرد راست پیشه
که عشقت در دل افکنده است ریشه
چو بازوی توانا بر گشایی
توانی کوه را صحرا نمایی
۱۹۹۵. به تاب سنبل شیرین دلکش
به لعل نوشخندِ آن پریوش،
به رخسارش که مه ز او تاب گیرد
ز خوبی نکته بر مهتاب گیرد،
به سرو قامت و تاراج نازش
به چشم مست و مژگان درازش
که ما را هست کاری سخت مشکل
کز آن اندیشه باشد عقده در دل
گره از کار آن مشکل گشایی
بر آری بازوی زور آزمایی
۲۰۰۰. رهی باشد ز پشت کوه دشوار
که از سختی به جان آید دلزار
اگر در بیستون بگشایی این راه
کنی بر رهروان این قصّه کوتاه
به آسانی مرادت بر سر آید
تو را این سختی و محنت سرآید
به پاسخ گفت دانم کز چنین کار
سرآید روزگارم با تن زار
ولی چون شه به شیرین داد سوگند
نپیچم سر ز فرمان خداوند
۲۰۰۵. ولی پیمان کند با من شهنشاه
که چون پردازم از انجام این راه
بگوید شه به ترک شهد شیرین
به پایان آورد پیمان دیرین
از این گفتار شه را مغز زد جوش
برای مصلحت گردید خاموش
بگفتا گر به پایان آوری کار
نپویم وصل شیرین شکربار
درآمد کوهکن از پیش پرویز
دلی سرگشته و چشمی گهر ریز
۲۰۱۰. به سوی بیستون آهنگ برداشت
ره فرسودن آن سنگ برداشت
..........