منظومه فرهاد و شیرین شعله نی ریزی قسمت صد و ششم
# منظومه فرهاد و شیرین سرودۀ شعله
نیریزی.
شامل[ ۳۵۱۰بیت] تصحیح دکتر مختار کمیلی
ارائه در فضای مجازی: فاطمه شعاع
قسمت 1️⃣0️⃣6️⃣
*ابیات 2071 الی 2090
چو در پایان کارم خواستی کشت
چرا زین گونه کشتی ای کمان پشت
مرا هر لحظه جان بر لب رساندی
گه رفتن به خونم در نشاندی
بکوشیدم به جان پیوسته در کار
که روزی جان کنم قربان دلدار
چو شیرین زین جهان بر بست دیده
چرا فرهاد باشد آرمیده
۲۰۷۵. چو جانان شد ز جان من چه خواهی
به جان کندن تنم را چند کاهی
چو شد تار حیات من گسسته
درِ مرگم چرا بر روی بسته
به این خواری که کُشتی کوهکن را
به این سختی نکُشتی هیچ تن را
به خود گفتم چو پیش آید هلاکم
مگر آرد گذر شیرین به خاکم
چو شیرین پا گذارد در گِلِ من
به زیر خاک آساید دل من
۲۰۸۰. دریغ از آن همه امّیدواری
دریغ از آن نهال جویباری
دریغ از نرگس فتّان مستش
دریغ از هندوی آتش پرستش
دریغ از آن لبِ لعلِ شکربار
ز سر و قدّ و موزونی رفتار
برآورد از دل شوریده فریاد:
که شیرین مرده باشد زنده فرهاد!
چو رفت از عالَم آن تُرک حصاری
نباشد زندگانی شرط یاری
۲۰۸۵. ز اوج بیستون مانند سیلاب
به زیر کوه خود را کرد پرتاب
چو زان غلطیدنش بر تن رَمَق ماند
ز خجلت پیکرش غرق عرَق ماند
که فریاد و فغان زین سخت جانی
نشاید بعد شیرین زندگانی
پس از شیرین ز دورانم چه امید
که در تلخی نخواهم عمر جاوید
چو بیرون رفت گل از صحن گلزار
حرام است عیش آن بر بلبل زار
۲۰۹۰. خروشان همچو مدهوشان سرمست
گرفت آن تیشهٔ پولاد در دست
....