# منظومه فرهاد و شیرین سرودۀ شعله
نی‌ریزی.
شامل[ ۳۵۱۰بیت] تصحیح دکتر مختار کمیلی
ارائه در فضای مجازی: فاطمه شعاع

قسمت 1️⃣0️⃣9️⃣
ابیات 2130 الی 2150


۲۱۳۰. نشانی باید اندر وی نهادن
که سازد جلوه گاه عرضه دادن

حجاب شرم را برداشت از پیش
که از خشم زلیخا داشت تشویش

کشیدش شعلهٔ سودا زبانه
به او کرد آشنا یک تازیانه

چو یوسف زان الم برداشت فریاد
زلیخا را فتاد آتش به بنیاد

فغان برداشت کز وی بازکش دست
که از آهش دلم چون شیشه بشکست

۲۱۳۵.از و بینم اگر صد گونه خواری
نگویم ترک راه دوستداری

از و گر جور بر من رفت گو رو
بود شیرین همه کردار خسرو

در آید نالهٔ یارم چو در گوش
مرا دل چون خُم صَهبا زند جوش

چو گردد خسته آن اندام روشن
مرا بیرون رود جان گویی از تن

چو گردد جذبه ای در عشق حاصل
زهر جانب گشاید روزن دل

۲۱۴۰.زلیلی چون که بگشاید رگ خون
گشاید رود خون از جسم مجنون

غرض چون عشق افروزد زبانه
رود رسم دو رنگی از میانه

چو مشتاقی شود از درد بی تاب
درافتد کشتی جانان به گرداب

چو گردد عاشقی دلخسته از غم
دل جانان شود با غصه توام

اگر خاری خلد در پای مشتاق
شوند آزرده گلرویان آفاق

۲۱۴۵.ره میل از دو جانب چون شود باز
نیاز و ناز را سازد هم آواز

چو افتد عاشقی را رخنه در جان
فتد صد رخنه ز او در جسم جانان

چو شمع عشق آتش برفروزد
تن معشوق و عاشق هر دو سوزد

نمکپاش درون سینه ریش
چنان اندر رگ دل ها زند نیش

که چون در بیستون فرهاد جان داد
چو کوه بیستون از پا در افتاد


.........