# منظومه فرهاد و شیرین سرودۀ شعله
نی‌ریزی.
شامل[ ۳۵۱۰بیت] تصحیح دکتر مختار کمیلی
ارائه در فضای مجازی: فاطمه شعاع

قسمت 1️⃣1️⃣0️⃣
ابیات 2150 الی 2170


۲۱۵۰. زخونش لعلگون شد سنگِ کُهسار
به حسرت داد جان از عشق دلدار

خبر دادند نزدیکان به شیرین
از آن جان دادن فرهاد مسکین

که چون مرگ تو را بشنید از اندوه
فرو افکند خود را از سر کوه

به سر زد تیشهٔ سنگین پولاد
به صد حسرت در آن کُهسار جان داد

چو زین شور مخالف شد نوا راست
از آن تُرک حصاری ناله برخاست

۲۱۵۵.دل سنگینش آمد در طپیدن
ز گلبرگ تَرش شبنم چکیدن

چنان آهش بر آمد از دل زار
که چون آئینه رویش یافت زنگار

دوفتّان نرگسش شد گوهر آمود
گَزید از غم دو لعل شکر آلود

گره چندان که می بودش به گیسو
نهاد از بیخودی بر طاق ابرو

به روی لاله رنگ از اشک تازه
ز خون دل نهادی رنگ غازه

۲۱۶۰.سهی سروش زسیل اشک گلگون
خمید از بار غم چون بید مجنون

پریشان کرده گیسو بر سرِ دوش
زمرگ کوهکن گشته سیه پوش

لب از حسرت به لب هردم فشردی
به جای شهدْ خونِ ناب خوردی

سیه مژگانش اندر پهلوی هم
کشیده صف به سان اهل ماتم

پرندی نیلفام افکند بر سر
سیه پوشید همچون کعبه در بر

۲۱۶۵. زچشم سرمه سایش صحن مشکو
روان شد هر طرف رود قراسو

دل سختش ز مرگ یارِ دمساز
چو کوه بیستون آمد به آواز


دلی فرسوده عزم بیستون کرد
روان در بیستون سیلاب خون کرد

به گلگون بر نشست آن سرو طنّاز
به چشم گریه آلود از سر ناز

فروزان طلعتش از شَعرِ باریک
چو تاب اختر از شبهای تاریک