# منظومه فرهاد و شیرین سرودۀ شعله
نی‌ریزی.
شامل[ ۳۵۱۰بیت] تصحیح دکتر مختار کمیلی
ارائه در فضای مجازی: فاطمه شعاع

قسمت 1️⃣1️⃣1️⃣
ابیات 2170 الی 2190


۲۱۷۰.به سوی بیستون از بیقراری
چو خون کوهکن گردید جاری

پریرویان سیه پوشیده در بر
به گِرد او زده صف چون صنوبر

روان از چشم هر یک سیل خوناب
چو نیلوفر گرفته جای در آب

چو شد در بیستون با خاطر تنگ
سُم گلگون زخون گردید گلرنگ

به گِرد کوه چون سیل بهاری
بدید از هر طرف صد جوی جاری

۲۱۷۵.چو صیّادان نشان می جُست از آن خون
چنان تا بر سر او راند گلگون

سبک خود را ز مرکب ساخت پرتاب
چو برگ گل که افتد بر سرِ آب

زخون کوهکن آلود رخسار
شکفتش لاله گفتی از سمن زار

سرش را بر نهاد آن مه به دامان
چو شام تیره بر صبح فروزان

به دست خود ستردش خون زدیده
که این بسیار بی خوابی کشیده

۲۱۸۰.به رخسارش گهی گیسو کشیدی
که شام هجر را بسیار دیدی

لبش بر لب نهادی گاه بی تاب
که دفع خون کند همواره عنّاب

عرق بر رخ فشاندش کاین صواب است
علاج کار مدهوشان گلاب است

گه از مژگان روان می کرد جویی
که این دلداده خواهد شست وشویی

گهش می سود بر رخ روی چون حور
که باید کشته را پاشید کافور

۲۱۸۵. فکندی بر تنش گیسوی پرتار
که آه از حالِ زارِ این گرفتار

زحسرت می زدی گه بر لبش بوس
که در تلخی سپرد این جان صد افسوس

گهی در بر گرفتش با دل تنگ
که بالین غریبان نیست جز سنگ

روان کوهکن گفتی به فریاد
که این بس خون بهای جان فرهاد

شهید عشق را حسرت نماند
که دلدار از غمش اشکی فشاند




..........