منظومه فرهاد و شیرین شعله نی ریزی قسمت صد و سیزدهم
# منظومه فرهاد و شیرین سرودۀ شعله
نیریزی.
شامل[ ۳۵۱۰بیت] تصحیح دکتر مختار کمیلی
ارائه در فضای مجازی: فاطمه شعاع
قسمت 1️⃣1️⃣3️⃣
ابیات 2210 الی 2230
۲۲۱۰ به قیصر عهد و هم پیوند بستن
نمی باید به این زودی شکستن
نباشد بیش ازینم تاب دوری
دل شوریده را نَبْـوَد صبوری
به یاد روی شیرین دل زند جوش
ولی دارم لب از گفتار خاموش
چو بر دارم نقاب از روی این راز
به رسوایی کشد دستان این ساز
وگر پوشم به دل راز نهفته
نماند گُـلبُن خاطر شکفته
۲۲۱۵.چو این راز نهان آتش فروزد
همی ترسم که جان و دل بسوزد
علاجی کن که این محنت سر آید
نهانی دلستان از در درآید
ز رخسارش دلم یابد شکیبی
بود بیمار را لازم طبیبی
ز عنـّابش دلم یابد چو تسکین
زسودا دور ماند جان شیرین
بگو تا چاره این کار چون است
که کارم از شکیبایی برون است
۲۲۲۰. ندارد لذّتی بی یارْ ایـّام
دل آرامی ندارد بی دلارام
در آن وادی که جولانگاه عشق است
مرتّب خیمه و خرگاه عشق است
هر آن سالک که در وی پا گذارد
در آخر سر به شیدایی برآرد
به کوی عشقبازان چون در آیند
گدا و پادشه یکسان نمایند
گدا را ره دهد در کندن کوه
به دل شه را گذارد بار اندوه
۲۲۲۵. در آویزد به شیر ار عشق پر شور
مزاجش را دهد مسکینی مور
به کوی عشق نبـوَد شهریاری
به جز بیچارگی و خاکساری
چو خسرو را به عشق افتاد بازار
به دام عشق شیرین شد گرفتار
گرفتی هر چه تاب و صبر پیشه
قوی تر در دلش می راند ریشه
چو بی تابیِ شه را دید شاپور
بگفت ای چشم بد از دولتت دور
.......