منظومه فرهاد و شیرین شعله نی ریزی قسمت صد و چهاردهم
# منظومه فرهاد و شیرین سرودۀ شعله
نیریزی.
شامل[ ۳۵۱۰بیت] تصحیح دکتر مختار کمیلی
ارائه در فضای مجازی: فاطمه شعاع
قسمت 1️⃣1️⃣4️⃣
ابیات 2230 الی 2250
۲۲۳۰.چو افتد عقدهٔ مشکل بـه هـر کـار
بباید چند روزی صبـر ناچار
که بگشاید به صبر آن کار بسته
بـُوَد پایان صبر آخر خجسته
به هر کاری نباید کرد تعجیل
به دام آید به نرمی عاقبت پیل
نه شه یارد به مشکو راند شبدیز
نه شیرین رو نهد در بزم پرویز
چو برخیزد ز راه دل بهانه
رسد تیر تمنـّا بر نشانه
۲۲۳۵.دل شیرین ز سودای تو ریش است
که میل خاطرش از شاه بیش است
به امیّد تو در مشکو نشسته
درِ خلوت به روی خویش بسته
برآید چون گل شادی زخارت
به آسانی در آید در کنارت
شه از سودای مستی گشته بی تاب
ندانستی زمستی آتش از آب
چوبا هم عشق و مستی یار گردد
کجا از پند کس هشیار گردد
۲۲۴۰.دگر ره گفت با شاپور پرویز
که از اشکِ کباب آتش شود تیز
دلی کز عشقش اندر پای بند است
کجا در خاطر او جای پند است
همی خواهم مرادم را بجویی
به سوی مشکوی شیرین بپویی
رسانی بر وی از خسرو سلامی
ز دلداری به او گویی پیامی
که چون ماندم ز عشقت زار و بی تاب
شهید خویش را از مهر دریاب
۲۲۴۵.چو خَستی جانم از پیکان کاری
به سوی کشتهٔ خود کن گذاری
چو از رفتار باشد پای ما لنگ
چرا در بند باشد پای گلرنگ
ربودی چون دلم از یک نظاره
به کار بیدلان شرط است چاره
بیا در عشق بنگر حال زارم
دمی در همزبانی باش یارم
به هم گاهی نبید خام گیریم
گهی از دست ساقی جام گیریم
.......