منظومه فرهاد و شیرین شعله نی ریزی قسمت صد و بیست و دوم
# منظومه فرهاد و شیرین سرودۀ شعله
نیریزی.
شامل[ ۳۵۱۰بیت] تصحیح دکتر مختار کمیلی
ارائه در فضای مجازی: فاطمه شعاع
قسمت 1️⃣2️⃣2️⃣
ابیات 2390 الی 2410
۲۳۹۰. بر افرازند خرگاه کیانی
بیاراینده تخت خسروانی
که ما را میل سوی اصفهان است
که دایم سرزمینش گلستان است
به فصل دی در آنجا خوش بهار است
سراسر مرز و بومش لاله زار است
گلش را جلؤ صاحب وفایی
به خاک او سرشته آشنایی
به سوی اصفهان آمد سبکتاز
مقام عشق شد در کشور ناز
۲۳۹۵.چو گَرد موکب او شد نمایان
فتاد از دیده ها کُحل سپاهان
ز شادی شهر را بستند آیین
که شد در رشک از و بتخانهٔ چین
به هر کویی نوای چنگ شد راست
ز هر سو ز اصفهان صد شور برخاست
چو خسرو سوی ملک اصفهان شد
صفاهان از صفا کوی مغان شد
ز شادی خلق را از بخت فیروز
نمودی روز و شب چون صبح نوروز
۲۴۰۰.چو شهر اصفهان شد محفل شاه
شد اندر جستجوى منزل ماه
چوشه مفتون دیدار شکر شد
مهی رفت از نظر ماه دگر شد
چو افیون خورده سودا مانده در سر
نبودی در دلش جز میل شکّر
ز هر کس پرسشی میکرد از آن حور
چو بهر جرعهٔ می طبع مخمور
ترشرویی شیرین در نظر داشت
ز تلخی هر نفس میل شکر داشت
۲۴۰۵.چو طوطی را ز شیرینی گذر نیست
ز هر شیرین به از شهد شکر نیست
نشان جستی مدام از لعل دلبر
چنان کز چشمۀ حیوانْ سکندر
چو در طبع کسی میلی نهد گام
پی آن میل بر دارد به ناکام
چو زان میلش نگردد دل مکدّر
به رویش برگشاید آخر آن در
خصوصاً كز عنایات الهی
بـُوَد کس را اساس پادشاهی
...........