# منظومه فرهاد و شیرین سرودۀ شعله

نی‌ریزی.

شامل[ ۳۵۱۰بیت] تصحیح دکتر مختار کمیلی

ارائه در فضای مجازی: فاطمه شعاع

قسمت 1️⃣2️⃣5️⃣

2450 الی 2470

۲۴۵۰.چو خسرو دید رخش بخت را رام

به کام دل می امّید در جام

نقاب از روی آن طنـّاز برداشت

ز رخسارش حجاب از ناز برداشت

بهاری شد عیان از زیر پرده

چو ماه چارده هر هفت کرده

فزون زین گفته غمـّازی نشاید

که طعم شکّر آن یابد که خاید

کسی کز بادهٔ گلگون بود دور

چه داند باده چون آرد به سر شور

۲۴۵۵.کسی کز جوش صفرا گرددش سر

حلاوت کی چشد کامش ز شکّر

کسی کز فقر دارد چهره کاهی

چه داند شهد کار پادشاهی

بر آن کودک که دارد جای در مهد

چه گویم با وی از شیرینی شهد

ز ما پوشیده باشد شهد شکّر

چو از آواز بربط گوش هر کر

چو خسرو با شکر در یک شبستان

چو طوطی غوطه زد در شکّرستان

۲۴۶۰. زبس نوشید از شهد شکر جام

زصفرا تلخ ماندش عاقبت کام

هر آن کو شهد و شکر بیش نوشد

به جسمش خون و صفرا بیش جوشد

چو شیرینی کشد پا از شکر باز

نماید شکّرستان ملک اهواز

گره اندر نیِ شکـّر فزون است

به طبعش زین سبب طغیان خون است

ولی از شهد شیرین نیست چاره

کز او گردد شکیبا شیر خواره

۲۴۶۵. شکر را بهر سیم و زر فروشند

چو جان شیرین بود کمتر فروشند

شکر را بس بهایی در جهان نیست

زشیرینی بهایی بهر جان نیست.

توان کرد از شکر قطع نظاره

ولی از جان شیرین نیست چاره

ندارد شهد شکـّر ذوق چندین

چو بندد دل کسی بر لعل شیرین

دهان کز طعم شکـّر خشک ماند

عطش را زاب شیرین وانشاند

........