# منظومه فرهاد و شیرین سرودۀ شعله نی ریزی
شامل[ ۳۵۱۰بیت] تصحیح دکتر مختار کمیلی
ارائه در فضای مجازی: فاطمه شعاع

قسمت 1️⃣2️⃣7️⃣
2490 الی 2510


۲۴۹۰.چو شام هجرِ خوبان تیره رویش
نه چون گُل در گلستان رنگ و بویش

جفای خار با وصل دلارام
به از سودای این اندیشهٔ خام

نتابم روی دل از کوی دلدار
اگر بینم جفا صد گونه از خار

بلی هر جا که گیرد طبع کس خوی
نتابد از جفا از کوی او روی

ز سوز تشنگی چون دل زند جوش
نگردد از شکر آن سوز خاموش

۲۴۹۵. شکر حنظل بود در طبع محرور
که باشد چارهٔ او قرص كافور

فرود آید به خاک ار ماه گردون
نجوید غیر لیلی چشم مجنون

چو دل در عشق عذرا باخت وامق
نگردد با غم سلمى موافق

چو خسرو را به شیرین است بازار
به شکّر کی کند خـُرم دلِ زار

چو ذوقی ریشه راند سخت در دل
در آن اندیشه ماند پای در گـل

۲۵۰۰.نیاساید دو دل از بی قراری
که نتوانند کردن بردباری

یکی صیدی که گردد رَسته از قید
دگر صیاد کافتد از پیِ صید

چو شه از وصل شیرین گشت مهجور
به چشمش روز شد چون شام دیجور

دل شیرین ز رشک کار شکّر
فروزان بود چون عودی به مجمر

چو در دل بودشان عشق نهانی
از روی جذبه شرط مهربانی

۲۵۰۵.ز هر سو میل دل شد شعله انگیز
شرار انگیخت در بنیاد پرویز

چو برزد آتش پنهان زبانه
سوی ملک مداین شد روانه

ز مژگان بس که پالود از جگر خون
تن شبدیز شد همرنگ گلگون

به دل میگفت کای شوریده حالت
چرا بگرفتی از شیرین ملامت

نباشد وصل گل بی زحمت خار
چسان رنجیده گشتی از یک آزار






‌...........