منظومه فرهاد و شیرین شعله نی ریزی قسمت صد و سی و هفتم
# منظومه فرهاد و شیرین سرودۀ شعله
نیریزی.
شامل[ ۳۵۱۰بیت] تصحیح دکتر مختار کمیلی
ارائه در فضای مجازی: فاطمه شعاع
قسمت 1️⃣3️⃣7️⃣
ابیات 2690 الی 2710
۲۶۹۰. به ره یکسان نپوید هر که شیداست
پی شوریـدگان از دور پیداسـت
چو شد نزدیک آن قصر همـایون
بـه جولانگاه لیلی رفت مجنون
یکی از محرمان خاص درگاه
به شیرین مژدگانی برد از شاه
که اینک خسرو آمد با صد آیین
پس از صید افکنی تا قصر شیرین
صنم را زان خبر آشفته شد دل
به حیرت شد از آن سودای مشکل
۲۶۹۵.که در مشکو در آید شه چو سرمست
دهد بنیاد طاقت یکسر از دست
حجاب شرم بردارد ز رخسار
گل این مدّعا خجلت دهد بار
و گر در بنددش بر رویْ دربان
نباشد شرط مهمانی بدینسان
چو در دل داشت بیم از ننگ و از نام
در مشکو فرو بست آن دلارام
بساط خسروی افکند بر در
مرصّع تختی آموده ز گوهر
۲۷۰۰. بپا کردند خرگاهی زراندوز
در او پیراسته دُرِ شب افروز
چو بود آن روزگاران موسم دی
فروزان کرد بزم از منقل و می
پریرویان ستاده گـِرد خرگاه
نهاده بهر خدمت دیده بر راه
صنم رخسار گلگون را صفا داد
ز رنگ غازه نسرین را جلا داد
ز سنبل ارغوان را پرده بربست
نمود از سرمه رنگین نرگس مست
۲۷۰۵. خرام آموخت سر و بوستان را
شکر بخشید یاقوت روان را
خَـدنگ غمزه را کرد آبداری
به مژگان بست پیکان های کاری
کمان ابروان را باز زه کرد
کمند گیسوان را پر گِرِه کرد
نقابی لعلگون بر نیمۀ سر
عیان رخساره چون خورشید خاور
به دامان ریخته گیسوی پرتار
طراز گـل نموده مشک تـاتـار
...............