منظومه فرهاد و شیرین شعله نی ریزی قسمت صد و چهل و دوم
# منظومه فرهاد و شیرین سرودۀ شعله
نیریزی.
شامل[ ۳۵۱۰بیت] تصحیح دکتر مختار کمیلی
ارائه در فضای مجازی: فاطمه شعاع
قسمت 1️⃣4️⃣2️⃣
ابیات 2790 الی 2810
۲۷۹۰. همایون باد برشه تخت و اورنگ
فضای دهر پیش رفعتش تنگ
نیام تیغ او جسم نهنگان
کُنام تیر او چشم پلنگان
شه این داند که من در ملک خود شاد
زقید غصّه و غم بودم آزاد
نه تیر ناز من بر کس رسیده
نیـاز از عاشـقی هرگز ندیده
به همزادان شب و روزم گذشتی
خيال عشـقم اندر دل نگشـتی
۲۷۹۵. چو شد ز افسون شاپورم دل از دست
زجام عشق شاهنشه شدم مست
گرفتم چون پری از خلق دوری
تـن تنهـا و رنـج ناصبـوری
ز ارمـن در مداین راه جُستم
نشان قصر و کاخ شاه جُستم
دلم آشفته شد از تـاج و از تخت
کشیدم آخر از مشکوی شه رخت
چو شد از سعی شاپور این بنا راست
ز تنهایی ز مغزم شعله برخواست
۲۸۰۰. زهجر روی شاه از بعد چندی
زنـم تا بـر دل خود ریشـخندی
به کاری خویش را دارم دلاویز
زنم آبـی به دل از سوز پرویز
چو چشم سوزن از غم شد دلم تنگ
ز دل سختی شـدم همـراز با سنگ
غریبـی دردمندی از رهِ دور
به صنعت آشنا از غیر مهجور
به کـار کـوه کندن دادمش سر
نه او شیدا نه من او را چو دلبر
۲۸۰۵.نه او را بود با من روی دیدار
نه من او را شدم سـرگرم گفتـار
کنون چون بخت در خاک سیه خفت
نشاید مرده را دیگر بَدی گفت
بحمـدالله کـه شـه از بختیـاری
ز دوران کام جست از بخت یاری
لب از هر چشمه ای هر روز تر کرد
ز هر شـهدی دهان را پر شکر کرد
مرا به گر به حال خود گذارد
ره عیش و نشاط خود سپارد
🌐 WWW. DELVAJE.ir