منظومه فرهاد و شیرین شعله نی ریزی قسمت صد و چهل و هفتم
# منظومه فرهاد و شیرین سرودۀ شعله
نیریزی.
شامل[ ۳۵۱۰بیت] تصحیح دکتر مختار کمیلی
ارائه در فضای مجازی: فاطمه شعاع
قسمت 1️⃣4️⃣7️⃣
ابیات 2890 الی 2910
۲۸۹۰. بس است ای ماه وصف خوبرویی
که باشد ختم بر رویت نکویی
کسان کاندر جهان کالا فروشند
به تعریف متاع خویش کوشند
که جوشد مشتری را میل در دل
از آن کالا کند مقصود حاصل
به وصف خود سخن چندانکه رانی
ز خوبی وز نکویی صد چنانی
تو بینی طرّه پیچان چو قلّاب
چه دانی حالت دل های بی تاب
۲۸۹۵.تو بینی غمزۂ خون ریزِ سرْمست
چه دانی دل کرا بیرون شد از دست
تو بینی نرگس شیدای مخمور
چه دانی مستی جان های پرشو
تو بینی قامت و خوبی رفتار
چه دانی حال عشًاقِ گرفتار
تو بینی طاق ابروی خمیده
چه دانی از دل در خون طپیده
قدت موزون برت دلکش رخت خوب
ز عشقت عالم هستی پر آشوب
۲۹۰۰.خریدار توام با جان و با سر
نراند مشتری را خود کس از در
جهان اندر گذشتن پر شتاب است
مشو غافل که ایّام شباب است
چکد خونابه دهقان را زدیده
که نفروشد ثمر چون شد رسیده
نچیند باغبان گر گُل سحرگاه
فرو ریزد ز بادی بر سر راه
نباشد دورِ گیتی را مداری
ندارد آسمان یک دم قراری
۲۹۰۵.بهار عمر را نَبوَد درنگی
در آید چرخ دون هر دم به رنگی
دری بر بلبل از گلزار بگشا
به مشتاقان ره دیدار بگشا
گهی گیرم به شوخی در کنارت
زنم گه بوسه لعل آبدارت
گهی جعدت چو طوق آرم به گردن
گهی پایت نهم بر چشم روشن
گهی بوسم کمند مشکفامت
گهی شیرین کنم کام از کلامت
🌏WWW.DELVAJE.ir