# منظومه فرهاد و شیرین سرودۀ شعله
نی‌ریزی.
شامل[ ۳۵۱۰بیت] تصحیح دکتر مختار کمیلی
ارائه در فضای مجازی: فاطمه شعاع

قسمت 1️⃣4️⃣9️⃣
ابیات 2930 الی 2950


۲۹۳۰. بُوَد خر مهره گر خواهی بخروار
به دست آوردن لعل است دشوار

به آسانی خَزَف سازند حاصل
پدید آوردن دُر هست مشکل

اگر یک نرخ بودی عنبر و خاک
برفُتندی ز ره عنبر جو خاشاک

اگر ارزیز بودی هم سر زر
به خاک راه بــــــودی زر برابــــــر

نگردد دل ز سنگ خاره محزون
پی یاقوت جستن دل شود خون

۲۹۳۵.توان گُل چید در باغ از سر شاخ
به کف ناید مَهِ گردون به گستاخ

به سر داری غرور پادشاهی
از آن رو وصل شیرین سهل خواهی

نه آن مرغم که از افسانهٔ خام
شوم از ساده لوحی بسته دردام

نه آن طفلم که تا از یک فریبی
گهر از کف دهم از بهر سیبی

برو این دام در راه شکر نه
ره افسون به دلدار دگر نه

۲۹۴۰. چو مفلس را بود کوشش پی گنج
در آن سودا به خاطر ره دهد رنج

نه آن بازم که بنشینم به هر دست
نه آن شاهد که دل بندم به هر مست

می گلگون ربودت گر ز سر هوش
به پند هوشمندان بازده گوش

خردمندی نکو گفت این عبارت
که نَبْود وصل شیرین بی مرارت

دگر ره شه ز روی ناز و مستی
گشاد از نو دکان خود پرستی

۲۹۴۵.که کار دلبران پیوسته ناز است
طريق عاشقان عجز و نیاز است

بتان دارند ناز اما نه چندین
که بر خود بسته بی اندازه شیرین

روا باشد زدن بر ساز شهناز
نه تار رود کردن پاره از ساز

نوا را مطربان چندان کشانند
نه تار چنگ از هم بگسلانند


کند ساقی چنان می در پیاله
که روی می کشان گردد چو لاله




...............