# منظومه فرهاد و شیرین سرودۀ شعله
نی‌ریزی.
شامل[ ۳۵۱۰بیت] تصحیح دکتر مختار کمیلی
ارائه در فضای مجازی: فاطمه شعاع

قسمت 1️⃣5️⃣6️⃣
ابیات 3070 الی 3090


۳۰۷۰.در آن محفل که شیرین باده نوش است
در آنجا کی مجال صبر و هوش است

فزاید جام می مستی نه چندین
که شور نرگسِ سرمست شیرین

در آن محفل که شیرین جوید آرام
چه حاجت باشد از رود و می و جام

چو عشق روی شیرین آورد شور
ز رویش چون شکیبد مستِ مخمور

۳۰۷۵.شه و شیرین نشسته پهلوی هم
ز روی جذبه چون بادام توأم

شه از شوق درون بی تاب گشته
دلش لرزان تر از سیماب گشته

گهی بر دست شیرین دست سودی
گهی چین سر زلفش گشودی

گهی دستینه اش بگشادی از دست
گهی بردی نیازش بی خود و مست

گهی با طرّه اش می کرد بازی
گهی مستانه گرم دلنوازی

۳۰۸۰.گهی افشردیش نار دو پستان
گهی پیچیدیش ساعد چو مستان

گه از مویش به گردن دام کردی
سر شوریده را آرام کردی

گهی حیران به رویش خیره بودی
گهی بند نقابش بر گشودی

چو جام باده را بر لب نهادی
به طرف دامنش صد بوسه دادی

به مستی راه شرم از کف نمی داد
ادب می جست با آن سرو آزاد

۳۰۸۵ خرد بودش به پاس شرم دایم
چو اندر بوستان دهقان صایم

ز مستی چون سرش گردید پر شور
حجاب شرم گردید از برش دور

چو ساقی جام می بر کف نهادش
به سر سودای شیرینی فتادش

زمستی بوسه زد بر لعل دلدار
نمود از بوسه محفل را شکر زار

چو خضر آورد بر لب آب حیوان
گرفت از لعل جانان مایهٔ جان




............