# منظومه فرهاد و شیرین سرودۀ شعله
نی‌ریزی.
شامل[ ۳۵۱۰بیت] تصحیح دکتر مختار کمیلی
ارائه در فضای مجازی: فاطمه شعاع

قسمت 1️⃣7️⃣0️⃣
ابیات 3350 الی 3370


۳۳۵۰.درون دخمه شد آن شوخ طنّاز
رخ شه کرد از روی کفـــن بـــاز

در اوّل بوسه داد از مهر پایش
به لب بنهاد لعل جانفزایش

چو لعل شکّرین بــر لعــل شــه ســود
کفن از پهلوی پرویز بگشود

فتادش چشم چون بر زخم پرویز
کشید از زیر معجر خنجر تیز

برآمد از درونش نالهٔ زار
که نشـــکیبد دلــــم از دوری یــــار

۳۳۵۵.چو خسرو رفت از این دنیای فانی
چه باید بعد خسرو زندگانی

فغان برداشت کای دلدار دیرین
دمی آهسته کاید با تو شیرین

بسود آن گاه بر رخسار شه رو
نهاد آن نوک خنجر را به پهلو

به پهلویش چو خنجر گشت گستاخ
چو خسرو پهلویش گردید سوراخ

فرو پاشید خون بر زخم خسرو
به پهلوی شه آمد زخمی از نو

۳۳۶۰.چو شد از وصل جانان آرمیده
ز سَیر این جهان بر بست دیده

چو جان بگرفت خسرو را در آغوش
لبش از گفتگو گردید خاموش

دل و دلبر به هم پیوست چون جان
تنش بر تن رسید و جان به جانان

چو خلق این طرفه حالت باز دیدند
سرِ انگشت از حیرت گَزیدند

که اندر راه عشق و جان سپاری
به جا آورد شیرین شرط یاری

۳۳۶۵.چو شیرین هر که باشد او وفادار
چنان جان را سپارد در ره یار


نۀ آن یار نكو عهد وفا کیش
همی گویند با هم شاه و درویش

که شیرین اندرین دهر غم انگیز
به یاری کشت خود را بهر پرویز

فغان از جور چرخ سست بنیاد
که نه خسرو به جا ماند و نه فرهاد

یکی را بر درد پهلو یکی سر
گهی با تیشه و گاهی به خنجر




..............