منظومه فرهاد و شیرین شعله نی ریزی قسمت صد و هفتاد و دوم
# منظومه فرهاد و شیرین سرودۀ شعله
نیریزی.
شامل[ ۳۵۱۰بیت] تصحیح دکتر مختار کمیلی
ارائه در فضای مجازی: فاطمه شعاع
قسمت 1️⃣7️⃣2️⃣
ابیات 3390 الی 3410
۳۳۹۰.کسان را گنج معنی بود در بر
گدایی چون شود با شه برابر
یکی را بر تن اکسونی و خارا
یکی بنهاده سر بر روی خارا
یکی را زیر ران پویان هدنگ است
یکی در ره سپاری پای لنگ است
یکی را جام پر صهبای گلگون
یکی از ساغر دل می خورد خون
چو تار این سخن بستم به قانون
دلم آسوده بود از دور گردون
۳۳۹۵.چو تار عشق را کردم پرآواز
فرو افتاد مرغ دل ز پرواز
چنانم آتش دل زد زبانه
که رفت از یادم این شیرین فسانه
زمانی چند لب بستم ز گفتار
دلی فرسوده از دهر جفاکار
ز خاموشی روانم تاب بگرفت
زاشکم کاخ دل سیلاب بگرفت
حریفان لب به طعنم باز کردند
ملامت هر طرف آغاز کردند
۳۴۰۰.که تا چند این چنین خاموش بودن
زبان بستن سرا پا گوش بودن
زبان بگشا که چون افزون شود غم
چو بیرون آید از دل غم شود کم
چو دیدم همدمان را سخت در کار
سخن سر کردم از خاطر بناچار
نمودم در فضای عشق جولان
پریشان زاید از طبع پریشان
دل مژده و گفتار دلکش
بود گُل خواستن از طبع آتش
۳۴۰۵.دلی کز غم بود همواره پر خون
نخیزد ز او به غیر از اشک گلگون
سخن کاندر زبان آشفته راند
پریشان چون دل آشفته ماند
تب آرد گر شکر در طبع محرور
لب ار آلوده شد هستیم معذور
نَبُود از شهد شیرین هیچ چاره
نگیرد کس ز شیرینی کناره
مگس وار ار فتادم در شکرزار
مگس را با شکر باشد سر و کار