# منظومهء فرهاد و شیرین سرودهء شعله نی ریزی .
[شامل ۳۵۲۰ بیت]تصحیح دکتر مختار کمیلی
ارایه در فضای مجازی : فاطمه شعاع

قسمت 2️⃣0️⃣
*ابیات341 الی 360

اگر بادی سوی ارمن وزیدی
به او کردی دمی گفت و شنیدی

به ره دیدی اگر پروانه ای را
گرفتی یاد از او افسانه ای را

اگر پیش آمدش در ره غباری
گرفتی پرسش از هر رهگذاری

سوی ارمن در آمد بعد چندی
ندید از چشم بد در ره گزندی

۳۴۵.بهاران بود و ایّام تماشا
طبیعت را عنان دادن به صحرا

رگ ابر بهاری بُد گشاده
روان آب از ورق چون سیم ساده

گرفته بید بن در دست خنجر
پر از می لاله پر از ژاله ساغر

نوای بلبلان از هر کناره
فکنده رخنه ها در سنگ خاره

زتاب باده روی گُل شکفته
عذار غنچه در برقع نهفته

۳۵۰.صبا جعد سمن را کرده شانه
عیان از وی رسوم دلبرانه

به طنّازی جو شیرین قّدِ شمشاد
در افغان بلبل بیدل چو فرهاد

پی نظاره سرو و صنوبر
گشاده دیدهٔ مستانه عبهر

گرفته طُرهٔ سنبل چنان تاب
که پیچیدی به گردن همچو قلاب

دمیده سبزه ها در طرف گلزار
چو خطّ سبز گرد عارض یار

۳۵۵. بنفشه کرده نیلی جامه از غم
ز بد عهدی دوران گرمِ ماتم

فروزان هر گُلی در شاخساری
چو رعنا شاهد گلگون عذاری

زبان بگشای سوسن با دلی شاد
که هستم از غم ایّام آزاد

ر وان در جویباران همچو سیماب
به صد طنّازی و رنگ و فسون آب

نوای صُلصُلان در صحن گلزار
همه دل دادگان را برده از کار

۳۶۰.درخشان هر گلی هر سو به رنگی
به نای هر تَذَروی هشته چنگی

.