# منظومهء فرهاد و شیرین سرودهء شعله نی ریزی .
[شامل ۳۵۱۰ بیت]تصحیح دکتر مختار کمیلی
ارایه در فضای مجازی : فاطمه شعاع

قسمت 2️⃣1️⃣
* ابیات 361 الی380

زمین از لاله و گل رشک مینو
صبا گسترده فرش چین به هر سو

جهان یکسر چو نقش قندهاری
ز رنگارنگ گل های بهاری

چنین فصلی که از جوش ریاحین
شدی فرسوده هر دم دست گلچین

نگار عشوه گر شیرین پر شور
که می زد طعنه رویش بر رخ حور

۳۶۵.به عزم صید بیرون شد ز مشکو
که بستاند ز گُل هم رنگ و هم بو

به دورش از پری رویان دلبر
چو گِرد ماه تابان خیل اختر

به دست دلبران رو گشاده
ز راه بیخودی مینای باده

یکی را ساغری پر باده در دست
یکی چون چشم خود گردیده سر مست

یکی را گیسوان افتاده در پای
یکی از شوق ننشستی به یک جای

۳۷۰.به گِرد سبزه ، خوبان طرازی
چو آهوی ختن سر گرم بازی

یکی بر لاله پاکوبان گذشتی
یکی در رقص با خوبان گذشتی

یکی آئینه را از آب کردی
به جامْ آن یک شراب ناب کردی

دل شیرین که خوی نازکی داشت
بهانه همچو طبع کودکی داشت

چو دیدی چهره در آئینه آب
فتادی همچو زلف خویش در تاب

۳۷۵. که با این طُرّه پیچان تر از قید
به دوش افکنده ام اندر پی صید

جمالم را که باشد رشک مهتاب
چو گلبرگ تری از وی چکد آب

کدامین بزم را سازد منوّر
کدامین تشنه را سازد گلوتر

بدین مژگان که چون پرّان خدنگ است
سزا او را هدف دل های تنگ است

بدین لعلی که چون گوهر درخشد
ندانم آب حیوان بر که بخشد

۳۸۰.ز بی یاری چو تار زلف پیچان
به خود پیچیدی آن دلبند فتّان

.