# منظومهء فرهاد و شیرین سرودهء شعله نی ریزی .
[شامل ۳۵۲۰ بیت]تصحیح دکتر مختار کمیلی
ارایه در فضای مجازی : فاطمه شعاع

قسمت 2️⃣5️⃣
* ابیات451 الی 470

ز شیرین کاریت عالم پر آشوب
جفایت چون وفا محبوب و مطلوب

نگاهت آهوان را برده از جا
همه شوریده اندر کوه و صحرا

چو آن زلف پریشان بر فشانی
پریشان گردد از بویش جهانی

جمالت رشک ماه و آفتاب است
ز عشقت خطّهٔ دل ها خراب است


۴۵۵.در این معموره دیر آسیا وار
به هر کامی چشیدم کوه آزار

به هر کشور زدم با میل دل گام
کشیدم رنج ها از دست ایّام

نسیم آسا به هر باغی گذشتم
بسی رّبع و دمن را در نوشتم

تمتّع بر گرفتم هر کناری
گذشتم بر سر هر لاله زاری

دو پا فرسوده از تأثیر سیرم
گهی در کعبه جا گاهی به دیرم

۴۶۰.در آخِر حکمِ اَلمقدورُ کائن
عنانم را کشید اندر مداین

ندارم از بدایع در زمانه
از آن خوش تر بدیعی در فسانه

ندانم طرفه تر زان داستان هیچ
جز آن کارم همه سَیر جهان هیچ

ولیکن خلوتی دارم نهانی
که بگشایم سر دُرج معانی

که‌این افسانه را پایان دراز است
نه هر سر لایق این گونه راز است

۴۶۵.در گنج حدیثی بر گشایم
که زنگ غم ز دلها بر زدایم

دل شیرین از آن افسانه زد جوش
سرا پا گشت از آن شیرین سخن گوش

به ایما غمزه ای بنمود حالی
که بزم از همدلان سازند خالی

چو زان محفل شدند آن همدمان دور
نماند آنجا به جز شیرین و شاپور

شکر لب با لبی شیرین تر از قند
در آمد در سخن با صد شکر خند

۴۷۰.بگفت ای طوطی گلزار دانش
ضمیرت قُلزُم اسرار دانش

.