منظومه فرهاد و شیرین شعله نی ریزی قسمت سی ام
# منظومهء فرهاد و شیرین سرودهء شعله نی ریزی .
[شامل ۳۵۱۰ بیت]تصحیح دکتر مختار کمیلی
ارایه در فضای مجازی : فاطمه شعاع
قسمت 3️⃣0️⃣
* ابیات 551 الی 570
به یکباره زمین را بوسه دادند
دَرِ دُرج معانی بر گشادند
که ای سر حلقه خوبان کشمیر
ز گیسویت سر شاهان به زنجیر
قدت در راستی چون سرو آزاد
رخت در دلبری چون شوخ نوشاد
اگر از طرّه ات بویی برد باد
کس از مشک ختن خود ناورد یاد
۵۵۵.جمالت قبلهٔ خوبان عالَم
لبت چون خاتم انگشتر جم
ز ناوک های مژگانت شب و روز
خلد در جان خوبان تیر دلدوز
ز طاق ابروانت قبله سازند
شهان در حسرت رویت گدازند
اگر لعل لب از هم بر گشایی
جهان را همچو خوزستان نمایی
سیه چشمت چو غمّازی نماید
هزاران فتنه از هر سو بر آید
۵۶۰.اگر سنبل سر زلف تو بیند
میان لُجّهٔ سودا نشیند
اگر بیند رخت در خواب خوش گُل
شود شوریدهٔ رویت چو بلبل
اگر بیند جمالت لاله در باغ
نهد بر یاد رویت بر جگر داغ
سراسر آهوان شوریدهٔ تو
پلنگان را هراس از دیدهٔ تو
گشایی چون ز هم زلف گره گیر
نهی بر گردن ناهید زنجیر
۵۶۵.چرا شد حالت شیرین دگر گون
چرا شد لیلی از اندیشه مجنون
چرا پژمرده گلزار جوانیت
چرا طی شد نشاط کامرانیت
کدامین باد ناخوش شد وزیده
کهروی چون گلت زردی کشیده
دوای دل طلب کن از طبیبان
علاج درد خود جوی از حبیبان
به هر جا پا نهی سر پیش داریم
ز اندوه دلت تشویش داریم
۵۷۰.مبادا خاطر شیرین گرفته
مبادا در کلف ماه دو هفته
.