منظومه فرهاد و شیرین شعله نی ریزی قسمت سی و دوم
# منظومهء فرهاد و شیرین سرودهء شعله نی ریزی .
[شامل ۳۵۱۰ بیت]تصحیح دکتر مختار کمیلی
ارایه در فضای مجازی : فاطمه شعاع
قسمت 3️⃣2️⃣
*ابیات 592 الی 610
نگار عشوه گر سرو برومند
بت پر شور شیرین شکر خند
چو خالی دید بزم از گلعذاران
تهی شد گلشن عیش از هزاران
طلب فرمود پس شاپور را زود
لبی پر خنده چشمی گوهر آمود
طبیعت را سپردی گه به مستی
گهی چون غنچه خونین دل نشستی
۵۹۵.گهی سنبل حجاب ماه کردی
گهی از سوزش دل آه کردی
گهی در پیش افکندی سر از شرم
ز مژگان ریختی خونابهٔ گرم
عرق می ریخت گاه از چهره با ناز
گهی آب از دو چشم ناوک انداز
نیاز و ناز را کرده هم آغوش
حجاب و عشق را بنشانده همدوش
۶۰۰.حجاب و شرم آنجا کی نهد پی
که باشد شور عشق و شورش می
توان در پرنیان آتش نهفتن
حدیث عشق را نتوان نگفتن
خصوص آن دل که تاب غم ندارد
خبر از محنت عالم ندارد
نشاید کرد پنهان قرص خورشید
نشاید عشق را در پرده پوشید
مزاج نازکش در تاب می شود
وجودش از لطافت آب می شد
۶۰۵.به صد شوخی دهان چون غنچه بگشاد
حدیث سوز خود از دل برون داد
زبان بگشاد با آزاده شاپور
که ای شمع سرای شام دیجور
چو زین افسانه ام بردی دل از دست
شدم از جرعهٔ گفت تو سرمست
ز کف بردی عنان اختیارم
زدی بر این دل پر خون شرارم
گرفتی تابم از تن هوشم از سر
شکستی از خدنگ فتنه ام پر
۶۱۰. به صحرای جنونم خانه دادی
به جسمم سوزش پروانه دادی
.