� به نام خدا �

# منظومهء فرهاد و شیرین سرودهء شعله نی ریزی .
[شامل ۳۵۱۰ بیت]تصحیح دکتر مختار کمیلی
ارایه در فضای مجازی : فاطمه شعاع

قسمت
*ابیات 711 الی 730

شبی نالید هنگام سحرگاه
بران کو ، هست از راز دل آگاه

که ای برتر ز وهم و عقل و ادراک
وجودت از جمیع عیب ها پاک

منزّه از زوال و از فنایی
نباشد جز تو در هستی خدایی

من رنجور کز خاکم سرشتی
به حکمت سر نوشتم را نوشتی

۷۱۵.ندارم غیر درگاه تو راهی
ندانم جز تو در عالم پناهی

ز رحمت شام هجرم روز گردان
ز اختر طالعم فیروز گردان

ندارم بیش از این تاب جدایی
درم بگشا ز الطاف خدایی

سرشک از نرگس بیمار می ریخت
عقیق سرخ بر گلنار می ریخت

در آن اندیشه شد از ناله بی تاب
به تلخی دیده اش شد در شکر خواب

۷۲۰.رخ خسرو نمایان شد به خوابش
به شب در جلوه آمد آفتابش

بدوگفت ای دلارام وفادار
بود درد فراقت سخت دشوار

دلم بردی و در یکجا نشستی
مگر پیمان دلبندی شکستی

به دست آور دلی تا می توانی
دل آزردن بود از سخت جانی

کنارم‌ ز اشک گلگون گشته دریا
بدان امید کاندر وی کنی جا

۷۲۵.دو چشمم ز انتظارت بر سر راه
بود چون چشم محزون در تک چاه

به یاد رویت ای مهر جهان تاب
نمانده بیش ازین در جسم و جان تاب

چه باشد بر سرم آری گذاری
بر آری خاطری از انتظاری

ندارم بیش از این تاب فراقت
تنم چون شمع سوزد ز اشتیاقت

چو جست از خواب خوش شیرین پر شور
شد از آسایش و آسودگی دور

۷۳۰.دلش چون بسمل آمد در طپیدن
چو مرغش شد تمنّای پریدن

.