# منظومهء فرهاد و شیرین سرودهء شعله نی ریزی .
[شامل ۳۵۱۰ بیت]تصحیح دکتر مختار کمیلی
ارایه در فضای مجازی : فاطمه شعاع

قسمت 4️⃣0️⃣
* ابیات 751 الی 770

عنان را سست چون بنمود از دست
چو برق از گوشهٔ صحرا برون جست

سبک پی برق را از یاد می برد
تو گویی برگ گل را باد می برد

چنان از پویه هامون در نوشتی
که از صد دشت در یکدم گذشتی

چو چرخ نیلگون شبدیز سیّار
چو مه‌ بر پشت او شیرین پدیدار

۷۵۵.غباری کز سم شبدیز جَستی
ز جستن بر سر کیوان نشستی

عرق در شرق ز او گشتی چو جاری
نمودی کشت مغرب آبیاری

گرفتی پویه چون آن آهنین چنگ
صبا خود را به مویش کردی آونگ

نظر کردند آن خوبان چون حور
نه توسن بود نه شیرین پر شور

نشان از راکب و مرکب ندیدند
اثر زان روز و از آن شب ندیدند

۷۶۰.گریبان صبوری چاک کردند
به سر از یاد شیرین خاک کردند

سه روز آنجا به غم دمساز گشتند
به چارم زان بیابان باز گشتند

بت سیمین بدن شیرین پر شور
چو شد از دیدگان محرمان دور

ز برق و باد جُستی استعاره
شتاب و پویه از جولان باره

گذر کردی به صحرا و به کهسار
چو بر صحن گلستان ابر آزار

۷۶۵.نسیم او به هر صحرا گذشتی
زبویش آن زمین گلزار گشتی

چنان اندر تک آن چابک عنان بود
که گویی زورق بی بادبان بود

گذشتی زورقش از چرخ اخضر
نبودش گر سُرین بر جای لنگر

بت نازک بدن زان ره سپاری
چو گلبرگی فسرده از بیقراری

تن نازک کجا سختی تواند
دل سختی کشان این را نداند

۷۷۰.ز بی خوابی گل رویش پریده
فسرده چون گلی از شاخ چیده

🌏WWW.DELVAJE.ir