منظومه فرهاد و شیرین شعله نی ریزی قسمت چهل و دوم
# منظومهء فرهاد و شیرین سرودهء شعله نی ریزی .
[شامل ۳۵۱۰ بیت]تصحیح دکتر مختار کمیلی
ارایه در فضای مجازی : فاطمه شعاع
قسمت 4️⃣2️⃣
792 الی 810
مشعبدباز این سر بسته افسون
چنین لعبت کشید از پرده بیرون
که چون شیرین ز رنج ره بر آسود
به طرف آن چمن در خواب نغنود
ز گَرد راه مهتابش کَلَف داشت
چو دُر میل برونی از صدف داشت
۷۹۵.برون کرد از بدن دیبای چین را
ز خاتم داد عریانی نگین را
بدان تا تن ز گرد راه شوید
چو شاخ نسترن در چشمه روید
پرندی لاله گون پوشید بر تن
ز آتش پرده زد بر آبِ روشن
ز تاب پیکر آن غیرت حور
لبالب گشته آن گلگشت از نور
ز لطف جسم آن سرو سمنبر
شده آن چشمه همچون حوض کوثر
۸۰۰.پریشان گیسوان از بی نقابی
درون چشمه همچون مار آبی
یقین زان طرّه شد بر خلق ایّام
که در آب است جای عنبر خام
نبودی پیکرش را فرقی از آب
و یا در چشمه پیدا عکس مهتاب
چنان آن چشمه از رویش بر افروخت
که جای شمع از آن پروانه می سوخت
ز جسمش آب در دل داشت تابی
که پیدا شد میانه شکر آبی
۸۰۵.دو ساقی همچو دو ماهی ز سیماب
به نافش آب پیچیدی چو گرداب
اگر حنظل کنار چشمه رستی
ز شیرینی مقام شهد جستی
شدی گر بید بر سر سایه دارش
ز بویش بید مشک آمد به بارش
چو روی و لب از آن سرچشمه تر کرد
مرکّب جسم آب از گلشکر کرد
در آن دم کان پری در چشمه ره جُست
غبار از پیکر تابنده می شست
۸۱۰.قضا را از پدر خسرو فراری
گذشتی همچو ابر نوبهاری
.