# منظومه فرهاد و شیرین سرودءشعله
نی‌ریزی.
شامل[ ۳۵۱۰بیت] تصحیح دکتر مختار کمیلی
ارائه در فضای مجازی: فاطمه شعاع

قسمت 4️⃣5️⃣
*ابیات 851 الی 870

نشست اندر برِ زین چون تذروی
فراز کوه شد آزاده سروی

سوی ملک مداین شد روانه
ز کاخ شاه می جستی نشانه

که خسرو چون ز مدین رفت بیرون
ز بیم شاه بودش دل پر از خون

۸۵۵. چنین با محرمان گفت آن جهانگیر
که خواهم رو نمایم سوی نخجیر

چو مهمانی رسد از در بناگاه
به صد عزّت بریدش سوی خرگاه

به زیر ران او اسبی است شبرنگ
شَخ آشوب و زمین کوب و قوی چنگ

نکو دارید شرط میهمانی
به آداب و رسوم میزبانی

مبادا خاطرش آزرده گردد
مزاج نازکش افسرده گردد

۸۶۰. کلید گنج ها او را سپارید
متاع خانه ها پیشش گذارید

به دست آرید از افسون دلش را
نکو دارید خرم محفلش را

می و چنگ و رَباب و شاهد و شمع
شب و روزش به خلوتگه بود جمع

تسلّی بخشدش هر لحظه شاپور
که از قید غم دوران شود دور

وزآنجا جانب ارمن عنان پیچ
که نغنودی به ره از تاختن هیچ

۸۶۵. چو شیرین در مداین آمد از راه
نشان دادند او را مشکوی شاه

چو آمد سوی مشکو آن پرپرو
ز خسرو دید خالی گشته مشکو

پرستاران به خدمت سر نهادند
زمین بندگی را بوسه دادند

نظر چون بر رخ شیرین گشودند
به دل از روی او غم ها فزودند

که خسرو بنگرد گر روی او را
شکنج طرّه و گیسوی او را

۸۷۰. ز سودای رخش دیوانه گردد
به شمع عارضش پروانه گردد

.