منظومه فرهاد و شیرین شعله نی ریزی قسمت چهل و هفتم
# منظومه فرهاد و شیرین سرودءشعله
نیریزی.
شامل[ ۳۵۱۰بیت] تصحیح دکتر مختار کمیلی
ارائه در فضای مجازی: فاطمه شعاع
قسمت4️⃣7️⃣
*ابیات 891 الی 910
دریغ آن عشرت و آن کامرانی
نشاط صید وراح ارغوانی
در این سود و زیان خود حاصلم کو
اگر دلبر ز دستم شد دلم کو
شبی در کنج تنهایی فسرده
بنای طاقتم را آب برده
دم گرمم چو آتشگاه پرویز
نفس در سینه چون مرغ شب آویز
895. من و دل همزبان وزغیر نومید
ز قید هر تعلّق رسته چون بید
مرا دل گفت کای افسانه پرداز
چرا بستی لب از قانون این ساز
چرا بر لب زدی مهر خموشی
دکان را بستی از شکر فروشی
فروبستی لب از گفتار شیرین
فکندی رونق از بازار شیرین
به شیرین بذله گویا کن زبان را
به پایان آور این خوش داستان را
900. به پاسخ گفتم ای فرزانه همدم
شب و روزم به هر غم بوده محرم
نمی بینی بنا هنجاری دهر
به جور چرخ و ناهمواری دهر
خزان شد گلشن سرسبز فکرم
طراوت رفت از افکار بکرم
همای طبع را برکنده شد بال
بهار عمر را برگشت اقبال
به کامم تلخی جور جهان بین
مجو از تلخکامان حرف شیرین
905. گرفت آیینۀ اندیشه زنگار
به تاراج حوادث رفت گلزار
نمی بینی چو خالی شد ز گل باغ
نواخوانی کند در گلستان زاغ
ز گفتن نطق بلبل لال گردد
زبان بربسته چون تمثال گردد
سخن را خاطری باید فرحناک
زغم پیراسته بی خار و خاشاک
به اوج لامکان پوید خیالش
به بام سدره ساید پرّوبالش
910. ره اندیشه از وسواس رُفته
در آن صد مخزن معنی نهفته