# منظومه فرهاد و شیرین سرودءشعله
نی‌ریزی.
شامل[ ۳۵۱۰بیت] تصحیح دکتر مختار کمیلی
ارائه در فضای مجازی: فاطمه شعاع

قسمت4️⃣8️⃣
*ابیات 911 الی 930

سلاح اشکسته را کی جای جنگ است
دویدن کی روا با پای لنگ است

نیارد طبع غمگین فکر تازه
نخواهد روی پرچین رنگ غازه

نسازد جغد در باغ آشیانه
که او را بس بود ویرانه خانه

ز عشرت کی نهد بر دست ساغر
کسی کِش مانده از غم دست بر سر

۹۱۵. به گلزارم کجا یارای گام است
که از سردی دماغم را زُکام است

مرا بگذار تا لب بسته باشم
که از طعن حسودان رسته باشم

سخن کز ذوق دل بر لب نیاید
از آن غیر از پشیمانی نزاید

ترا از بحر فکر امّید آب است
نکو بنگر که این موج سراب است

کس از درویش کی جُسته است باجی
کس از ویرانه کی خواهد خراجی

۹۲۰. مرا افسرده شد طبع گهر خیز
که از مژگان شب و روزم گهر ریز

تو چون کردی نشاط خویش بدرود
ز من این خواهش نغزت که فرمود

دگرره دل ز روی همزبانی
درآمد در رسوم مهربانی

که دوران جهان را این بود کار
گهی گل در چمن کارد گهی خار

به او دل در نبندد مرد دانا
شرنگ است اندرین سر بسته مینا

۹۲۵. مجو آسودگی در این کهن دیر
کند با تو وفا گر کرد با غیر

ز قید مهر و کینش باش آزاد
شتاب عمر بین از غم مکن یاد

به شادی کوش گاه تنگدستی
برون کش پای دل از قید هستی

نوای عشق را یکباره کن ساز
به آهنگ طرب بردار آواز

خبر ده بلبلان را جلوه گُل
بده بر یاد مستان ساغر مُل

۹۳۰. نوایی ساز کن در پرده سازی
به یاد عاشقان ده عشقبازی

.