منظومه فرهاد دو شیرین شعله نی ریزی قسمت پنجاهم
# منظومه فرهاد و شیرین سرودهء شعله
نیریزی.
شامل[ ۳۵۱۰بیت] تصحیح دکتر مختار کمیلی
ارائه در فضای مجازی: فاطمه شعاع
قسمت 5️⃣0️⃣
*ابیات 951 الی 970
شبستان را ز نو آیین نهادند
پرند و پرنیان چین نهادند
درِ شادی به رویش باز کردند
نوای مهربانی ساز کردند
بساط آراستند از هر کرانه
زمینای می و چنگ و چغانه
نکیسا چنگ را هموار میزد
به نرمی ناخن اندر تار میزد
۹۵۵. می گلگون به ساغر ریخت ساقی
نماند از شادمانی هیچ باقی
پرپرویان زده صف گِرد خرگاه
چو خیل دختران پیراهن ماه
یکی گَرد رهش از دیده میرُفت
پی دلجوییش افسانه میگفت
یکی گفتی سرود مهربانی
یکی خواندی نشید شادمانی
یکی خاک رهش رُفتی به مژگان
گلابش بر زدی بر روی تابان
۹۶۰. چو آن شمع اندر آن کاشانه آمد
بتان را سوزش پروانه آمد
چو خسرو گفته بود آن محرمان را
پرپرویان سیمین تن بتان را
که ماهی آید از ارمن پدیدار
که مه را بشکند بر چرخ بازار
چو آید اندرین کاخ خجسته
پریزادی به دیوی بر نشسته
پی فرمانبری پیشش گرایید
زبانها در ثنایش برگشایید
۹۶۵. فرو آریدش از گلگون به صد ناز
به بزم عشرتش باشید دمساز
به دلداری دلش را باز جویید
برش افسانههای نغز گویید
ز می جامش نگردد هیچ خالی
مبادا خاطرش گیرد ملالی
نوای مهربانی ساز دارید
غم از لوح ضمیرش باز دارید
اگر طبعش نسازد اندرین کاخ
سخن با او نگوید کس به گستاخ
۹۷۰. به هر جا رغبت انگیزد دل او
درآرید اندر آنجا منزل او
.