منظوومه فرهاد و شیرین شعله نی ریزی قسمت پنجاه و یکم
# منظومه فرهاد و شیرین سرودهء شعله
نیریزی.
شامل[ ۳۵۱۰بیت] تصحیح دکتر مختار کمیلی
ارائه در فضای مجازی: فاطمه شعاع
قسمت 5️⃣1️⃣
*ابیات 971 الی 990
به استادان چابک دست هشیار
سپارید از عمارت رشتۀ کار
بپردازید بهرش قصر دلکش
بناهای زراندود منقّش
سرا بستان زیبا بر نگارید
در او هرگونه از گلها بکارید
مزاج نازکش را شاد سازید
ز قید هر غمش آزاد سازید
۹۷۵. پرپرویان به فرمان خداوند
مجاور پیش آن کاخ شکرخند
ز عشرت لحظهایی دوری نکردند
ز نای و نوش مهجوری نکردند
نوای مطرب و صهبای گلگون
ببرد اندیشه از دلهای محزون
بتان در گِرد او در پایکوپی
شده پروانۀ آن شمعِ خوبی
ولی آن را که سوداییست بر سر
جز آن سودا ندارد کار دیگر
۹۸۰. قفس باشد به بلبل صحن گلزار
چو گل بربندد از طرف چمن بار
نجوید باغبان در باغ آرام
که گل بیرون نهد از گلستان گام
بسوزد دل به حال آن تَذَروی
که ماند دور از دیدار سروی
چه خورسندی بود در طبع صیّاد
که از پیشش رود صید خداداد
ندارد شام هجرانش سفیدی
امیدی کاخر آرد ناامیدی
۹۸۵. نرفت از خاطرم آن حالت دوش
که شمع بزم چون گردید خاموش
بنالیدی ز غم پروانۀ زار
که ای یاران محفل یار کو یار؟
بر آن بلبل چمن شد لُجّه خون
که گل ناگاه رفت از باغ بیرون
کسی کاو را به سر سودای یار است
به بزم مطرب و جامش چه کار است
نوای عشق را دیگر نوایی است
اسیر عشق را دیگر هواییست
۹۹۰. شراب عشق را شوری جز این است
چراغ عشق را نوری جز این است
.