منظومه فرهاد و شیرین شعله نی ریزی قسمت پنجاه و چهارم
# منظومه فرهاد و شیرین سرودهء شعله
نیریزی.
شامل[ ۳۵۱۰بیت] تصحیح دکتر مختار کمیلی
ارائه در فضای مجازی: فاطمه شعاع
قسمت 5️⃣4️⃣
*ابیات 1031 الی 1050
امید عاشقان بس دیر یاب است
که بخت عاشقان دایم به خواب است
میسّر کی شود وصل دلارام
به آسانی نبیند عاشقی کام
نریزد تا ز مژگان سیل خوناب
نپیچد تا ز هجران از تب و تاب
نپوید تا به سر در کوی معشوق
نیارد تا فغان بر اوج عیّوق
۱۰۳۵. نپالاید دل از غم تا به دیده
چو نارش تا نگردد دل کفیده
در آتش تا نغلطد چون سمندر
نگردد تا به خون دل شناور
نگردد تا ملامت را نشانه
نبیند تا بلای بیکرانه
نگیرد تا عزارش رنگ زردی
ننوشد تا ز غم گرمی و سردی
نگردد تا تنش فرسوده از غم
نبیند تا هزاران درد و ماتم
۱۰۴۰. نگردد تا شب هجران جگر خون
نسازد تا که از خون چهره گلگون
میسّر کی شود روز وصالش
رهد کی کوکب بخت از وبالش
بسا صیّاد کاید از پس صید
قضا چون آید افتد در خَم قید
بت خوش لهجه شیرین شکرخند
که بودش ملک دلها جمله در بند
شهید غمزۀ او تاجداران
اسیر سنبل او شهریاران
۱۰۴۵. شَمَن گر چهرهاش در خواب دیدی
ز دیداز صنم دوری گزیدی
دلش شد بسته چون در عشق پرویز
ز یغما باز ماندش غمزۀ تیز
چو عاشق حال معشوقانهاش شد
به کوی عشقبازان خانه اش شد
عذار نازکش زردی گرفته
دم جان بخش او سردی گرفته
شده در رشک معشوقی گرفتار
نکردی عشق پنهان را پدیدار
۱۰۵۰. دل سختش شده چون آبگینه
چو سیمِ تـفـتـه از غم لوح سینه
.