منظومه فرهاد و شیرین شعله نی ریزی قسمت پنجاه و ششم
# منظومه فرهاد و شیرین سرودهء شعله
نیریزی.
شامل[ ۳۵۱۰بیت] تصحیح دکتر مختار کمیلی
ارائه در فضای مجازی: فاطمه شعاع
قسمت 5️⃣6️⃣
*ابیات 1071 الی 1090
نماند آتش اندر پنبه مستور
نه سِرّ عشق اندر طبع مهجور
کشد چون آتش سودا زبانه
نمانَد بهر رسوایی بهانه
پرستاران شدند از حالش آگاه
که میسوزد ز تابِ مِهر آن ماه
کند مستوری و پوشد نقابش
ز پوشیدن برون افتد حجابش
۱۰۷۵. به ایما هر یکی از مهربانی
فرو خواندی ز هر سو داستانی
که آخر شام هجران بر سر آید
گل امّید از گلبن برآید
سر آید عاقبت این شام دیجور
گراید سوی صحّت جسم رنجور
دمد صبخ وصال از مشرق جان
سر آید انتظار شام هجران
نشاید نازکان را غم کشیدن
جبین از سوز دل در هم کشیدن
۱۰۸۰. غم و محنت سزای مستمند است
فغان و ناله کار دردمند است
چو در ساغر شراب خوشگوار است
مذاق غم کشان را سازگار است
به هرجا باده باشد غم نباشد
به بزم باده غم محرم نباشد
اگر باشد پسند طبع شیرین
که تا بر پشت گلگون بر نهد زین
سراسر کوه و صحرا سبزه زار است
ز برگ لاله هامون پر شرار است
۱۰۸۵. روان در هر سبیلی سلسبیلی
عیان از هر کناری رود نیلی
شقایق در کنار کوهساران
به سرخی چون عِذار بادهخواران
صبا جعد سمن را شانه کرده
فلک عِقد گهر را دانه کرده
گشاده تاب از گیسوی سنبل
فتاده آتش اندر پردۀ گل
ز جام لاله نرگس گشته مخمور
ز گلها دشت رشک وادی طور
۱۰۹۰. نشسته ژاله سوسن را به رخسار
گشاده تاب از گیسوی سنبل
.