منظومه فرهاد و شیرین شعله نی ریزی قسمت پنجاه و هفتم
# منظومه فرهاد و شیرین سرودهء شعله
نیریزی.
شامل[ ۳۵۱۰بیت] تصحیح دکتر مختار کمیلی
ارائه در فضای مجازی: فاطمه شعاع
قسمت 5️⃣7️⃣
*ابیات 1091 الی 1110
سرون آهوان از لاله رنگین
زجام لاله نرگس گشته مخمور
به گِرد گل به هر سو سبزه زاری
چو خط بر چهرۀ سیمین عذاری
نشید بلبلانِ سرخوشِ مست
شکیب عاشقان را برده از دست
پدید از هر سویی آزاده سروی
به هر شاخش به آهنگی تذروی
۱۰۹۵. چو از جعد ریاحین بگذرد باد
ز جعد دلبران نارد کسی یاد
به پیرامون کوه از جوش لاله
شود از دست ساقی گُم پیاله
روان هر سو چو چشم عاشقان آب
به روی سنگ چون عشّاق بیتاب
خجسته طایران در عشقبازی
غزالان هر طرف با هم به بازی
اگز خواهی ز دلتنگی رهیدن
بباید رخت در صحرا کشیدن
۱۱۰۰. کنار سبزهزاری جا گزینیم
چو سبزه بر لب جویی نشینیم
سخن از مطرب و ساقی گذاریم
عنان دل سوی صحرا سپاریم
گهی بر باد مستان جام گیریم
گهی بر طرف بستان کام گیریم
مغنّی چون بر آرد نغمۀ رود
حریفان را نماید غصّه بدرود
صبوحی خوش بود بر روی نسرین
خصوصاً در هوای روی شیرین
۱۱۰۵. نشاید تنگدل شیرین نشیند
که کس دیگر به جز تلخی نبیند
چو بزم از روی شیرین است روشن
چرا گلشن بر او گردد چو گلخن
اگر گلگون عنان تابد سوی دشت
کند شیرین نشاط از سیر گلگشت
درآموزد سمن را عشوه سازی
دهد بر یاد بلبل عشقبازی
به نرگس شیوه مستی دهد یاد
خرام آموزد از وی سرو آزاد
۱۱۱۰. به جام لاله لب ساید ز مستی
کند پیدا رسوم می پرستی
🌐