# منظومه فرهاد و شیرین سرودهء شعله
نی‌ریزی.
شامل[ ۳۵۱۰بیت] تصحیح دکتر مختار کمیلی
ارائه در فضای مجازی: فاطمه شعاع

قسمت 6️⃣0️⃣
*ابیات 1151 الی 1170


چو لب از چشمه شست آن ماه تابان
شد آن سرچشمه رشک آب حیوان

شمیم گیسویش هر جا گذر کرد
همه خاک زمین را مُشکِ تر کرد

غزالان از چرا پا در کشیدند
هزاران از گل و گلبُن رمیدند

ز رشک چهره‌اش گل غرق خون شد
سمن پنهانی از بستان برون شد

۱۱۵۵. چو لعلش باز شد شد غنچه خاموش
زد از غم لاله را خون در جگر جوش

پرپرویان به گِردش همچو پروین
ز آب تلخ و صحبت‌های شیرین

یکی ساغر به کف چون آفتابش
یکی سر خوش چو چشم نیم خوابش

یکی مضراب زن اندر رگ رود
یکی دستان سرا بر نغمهٔ عود

یکی بر لب سرود عشقبازی
یکی از سر خوشی در رقص و بازی

۱۱۶۰. یکی بند گریبان باز کردی
از آن اندام سیمین ناز کردی

یکی بر لب حدیث از مطرب و می
یکی دلخوش به آهنگ دف و نی

یکی از وجد بودی پای کوبان
یکی ساقی بُدی در بزم خوبان

یکی از برگ سوسن خال کردی
یکی از ضیمران خلخال کردی

یکی گل را نقاب روی کردی
یکی سنبل نهان در موی کردی

۱۱۶۵. بتان هر یک به ناز و عشوه سازی
در آن نزهت سرا سرگرم بازی

گرفته جای شیرین زیر سروی
شده سرگرم صحبت با تذروی

چو زلف خود پریشان بود فالش
بجُستی از تذرو انجام حالش

که ای فرزانه دمساز سخن سنج
به هر حرفت سزا باشد یکی گنج

چه گویی و چه سازی در چه کاری
چرا در وصل داری آه و زاری

۱۱۷۰. شب و روزت به سامان می‌رود کار
ترا یاری بود نیکو وفادار

.