منظومه فرهاد و شیرین شعله نی ریزی قسمت شصت و دوم
# منظومه فرهاد و شیرین سرودهٔ شعله
نیریزی.
شامل[ ۳۵۱۰بیت] تصحیح دکتر مختار کمیلی
ارائه در فضای مجازی: فاطمه شعاع
قسمت 6️⃣2️⃣
*ابیات 1191 الی 1210
چو بر لب جامی از صهبا برآورد
عِذارش لالهٔ حمرا بر آورد
رخش بود آتشی اول درخشان
بر آن آتش زد از می باز دامان
ستد جامی چو چند از دست ساقی
خرد در سر نماندش هیچ باقی
از آن جام پیاپی گشت سرمست
عنان هوشیاری رفتش از دست
۱۱۹۵. ز جام مهوشان عشّاق مستند
به یاد چشم ساقی می پرستند
کجا ماند به جسم عاشقان تاب
که گردد مست معشوق از میِ ناب
چو شاخ نورس از جنبیدن سیل
کند سیماب وار از هر طرف میل
لبش بی باده چون مستی فزاید
چو آلاید به می از وی چه زاید
از آن نرگس که بی می فتنه زا بود
چو شد مخمور یک عالم بلا بود
۱۲۰۰. چو سودای شرابش بر سر افتاد
ز رازش پردهٔ طاقت بر افتاد
چو مستی از دلش تشویش برداشت
حجاب شرم را از پیش برداشت
در آن مدّت که بود از پادشه دور
ندیم محفل او بود شاپور
به هر دم صورتی بر آب میزد
به صد افسانه راه خواب میزد
به بد مستی عنان دل رها کرد
زمام اختیار از کف جدا کرد
۱۲۰۵. به شاپور از عتاب آمد به گفتار
که ای وارونه کار سست هنجار
ز افسون توام ای سست بنیاد
پریوار اندرین ویران ره افتاد
نمودی دانه و افکندی به دامم
نمودی بادهٔ محنت به جامم
در آن مهمان سرا کِش میزبان نیست
به سر بردن سزای میهمان نیست
من از دیدار خسرو کام جُستم
نه از قصر و سرا و بام جُستم
۱۲۱۰. اگر خسرو به من در عشق بازی است
پی شاهی چرا در کار سازی است
.