منظومه فرهاد و شیرین شعله نی ریزی قسمت شصت وپنجم
# منظومه فرهاد و شیرین سرودهٔ شعله
نیریزی.
شامل[ ۳۵۱۰بیت] تصحیح دکتر مختار کمیلی
ارائه در فضای مجازی: فاطمه شعاع
قسمت 6️⃣5️⃣
*ابیات 1251 الی 1270
علاجی کن که آساید دل زار
رهد از درد و غم این جسم بیمار
نخواهم در مقامی آرمیدن
که جای دوست را بی دوست دیدن
که چون بزمی در آن محفل کنم نو
به یاد آید مرا دیدار خسرو
بدل گردد نشاط دل به اندوه
نشیند بر دلم از بار غم کوه
۱۲۵۵. مرا باید مکانی بهجت انگیز
که در وی خو کنم از هجر پرویز
ز یاران دور و از همصحبتان فرد
به چشم اشکبار و جسم پر درد
نشینم تا ز در خسرو درآید
و یا جان اندران منزل سرآید
نهاد انگشت را بر دیده شاپور
که جوید خاطر شیرین پر شور
مُقَرنَس بند این طاق خجسته
چنین آیین کاخ نظم بسته
۱۲۶۰. که شیرین اندر آن دشت همایون
ستون خیمه زد بر بام گردون
به تلخی بادهٔ تلخی کشیدی
چو گل در سایهٔ سرو آرمیدی
گهی با لاله درد دل سرودی
گهی بر گل رخ گلگون گشودی
گهی گیسوی سنبل تاب دادی
ز نرگس گه به سوسن آب دادی
گهی با بلبلان همراز گشتی
گهی با قمریان دمساز گشتی
۱۲۶۵. گهی خواندی سرود عاشقانه
فشاندی گه زمژگان ناردانه
کمر بر بسته شاپور از پی کار
مهیّا کرد سنگ و خشت و معمار
بنایی سخت دلکش بر نهادند
جهان را عالَم دیگر نهادند
چو بنّا گِل پی دیوار بسرشت
ز جسم مَهوَشان زد قالب خشت
ز هر سنگی که در هر منظری بود
دل سنگین سیمین پیکری بود
۱۲۷۰. ز خون عاشقان خاکش سرشته
هلاک غمکشان بر در نوشته
.