نوروز، با لبخند دخترم

نوروز، با لبخند دخترم


دخترم، نوروز برای من همیشه معنای خاصی داشته است. در این روزها، خانه با بوی بهار پر می‌شود و دل‌ها تازه می‌شوند، اما هیچ‌چیز به اندازه‌ی وجود تو در کنارم، این روزها را زیبا نمی‌کند. وقتی تو با دستان کوچک و چشمان درخشان‌ات به سفره‌ی هفت‌سین نگاه می‌کنی، انگار همه‌ی دنیا پر از رنگ‌های روشن و زندگی می‌شود.

تو برای من مثل بهار هستی، همیشه تازه و پر از شوق. نوروز با تو رنگ دیگری دارد. در خنده‌های تو، در نگاه بی‌گناهت، و در بازی‌های کودکانه‌ات، یادآور لحظاتی هستم که زندگی برایم با تو تازه شده است.

در این نوروز، نه تنها خانه بهاری است، بلکه دل من هم با تو بهاری شده. تو به من یاد می‌دهی که حتی در روزهایی که همه چیز نو می‌شود، هنوز می‌توان با شوق و امید به آینده نگاه کرد. دخترم، نوروز با حضور تو برای همیشه بهاری است و این بهار همیشه در قلب من خواهد ماند.

محسن شعاع اسفند ۱۴۰۳

منظومه فرهادو شیرین سرودءشعله نی ریزی قسمت هشتم

#منظومهء فرهاد و شیرین سرودهء شعله نی ریزی.
[شامل ۳۵۱۰ بیت] تصحیح دکتر مختار کمیلی
ارایه در فضای مجازی :فاطمه شعاع

قسمت 8️⃣
* ابیات ۱۰۱ الی ۱۲۰

دمید اندر تن آدم دَمش روح
هم او بُد ناخدا را کشتی نوح

نخواندی گر خلیلیش از دل و جان
کجا آتش شدی بر وی گلستان

نجستی گر مسیح از فیض او بخش
ز فیض دَم نمی گرديد جان بخش‌

ندیدی گر کلیم از روی او نور
هنوز افتاده بُد در وادی طور

۱۰۵.نبود ار یار یوسف در تک چاه
کجا از چه شدی بر خرگه ماه

نکردی گر به او یونس تولّا
نجستی ره به خاک از قعر دریا

ملایک پاسبانِ آستانش
کهن فرشی در ایوان آسمانش

الا ای رهنما پیغمبر پاک
طفیل ذات تو اجرام و افلاک

۱۱۰.تویی عذر آور صاحب گناهان
به دامان تو دست داد خواهان

زرحمت بر من شوریده ایّام
درِ احسان مبند از راه اِنعام

در آن حالت که جان گیرد تب و تاب
من سر گشته را از لطف دریاب

زبان چون گردد از ذکر سخن لال
مشو دور از من شوریده احوال

چو رو آرم ز بالا جانب پست
ز لطف خود بگیر آن دم مرا دست

۱۱۵. مرا ره ده به درگاه جلالت
مکن پنهان ز من نور جمالت

اگر چه غرقه در بحر گناهم
نباشد جز تو و آلت پناهم

خصوصاً سرور بزم ولایت
علی آن اختر برج هدایت

وصی مصطفی نفس پیمبر
نبی را از ره رتبت برادر

قسیم نار و جنّت سرور دین
ولیّ حق به عالم رهبر دین

۱۲۰.ز نیرویش عیان دست خدایی
کلید مخزن مشکل گشایی

منظومه فرهادو شیرین سرودءشعله نی ریزی قسمت هفتم

#منظومهء فرهاد و شیرین سرودهء شعله نی ریزی .
[شامل ۳۵۱۰بیت]تصحیح دکتر مختار کمیلی
ارایه در فضای مجازی: فاطمه شعاع

قسمت 7️⃣
*ابیات 81 الی 100

کلید گنج رحمت عقل اوّل
به صورت مجمل و معنی مفصّل

جهان را علّت غایی ایجاد
ز رایش کشور توحید آباد

رسول و ترجمانِ حکم لاریب
بساط افروزِ خلوت خانهٔ غیب

بهین پیرایه اوضاع هستی
فروزان شمع بزم حق پرستی

۸۵.نگین خاتم فرمان روایی
جلیس بارگاه کبریایی

سریر آرای ملک‌ حق شناسی
نگون ساز رسوم ناسپاسی

ندیم بارگاه قاب قوسین
مهین فرمانروای ملک کونین

فروغ مشعل خرگاه ایمان
زحق فرمان ده اندر کشور جان

همه ذّرات از مه تا به ماهی
به صدق قول او دارد گواهی

۹۰.نبُودی گر سبب آن گوهر پاک
نشان پیدا نبُود از آب و از خاک

همه هستی ز ذات او بود هست
کلید هستیش بنهاده در دست

نکردی خلق را گر رهنمایی
نهان می بود آثار خدایی

شهان عالم آرا خاک راهش
ز رتبت هر دو عالم در پناهش

شفیع مجرمان در روز محشر
خدا را بنده عالم را پیمبر

۹۵.فلک در پایهٔ قدرش بساطی
جهان در کشور جاهش رباطی

دو مشعل کش به ره خورشید و ماهش
طلایه داری انجم از سپاهش

پس از پیغمبران گر روی بنمود
از ایشان ذات او مقصود می بود

جهان را مقصد و مقصود او بود
دو عالم را در عَدَم موجود او بود

نکردی روی اگر در ملک هستی
نگشتی نسخ رسم بت پرستی

۱۰۰.دلیل راه گمراهان به عالم
گُل گلدسته گُلزار آدم

منظومه فرهادو شیرین سرودءشعله نی ریزی قسمت ششم

#منظومه فرهاد و شیرین سرودهء شعله نی ریزی .
شامل[۳۵۱۰]بیت تصحیح دکتر مختار کمیلی
ارایه در فضای مجازی : فاطمه شعاع

قسمت 6️⃣
*ابیات 61الی 80

اگر لطفت نسازد چاره کار
بیفتم در چهِ ظلمت نگونسار

اگر نبود زتو توفیق کس را
به پایان کی رساند یک نفس را

سرم را گر هوس بر تافت از راه
به عذر آورده‌ام رو سوی درگاه

اگر در کعبه جا یا در کُنشتم
ز خاک قدرتت باشد سرشتم

۶۵.اگر سوزی سزایم بیش از این است
وگر بخشی خداوندی چنین است

تو آوردی ز رحمت در وجودم
گشادی صد در از احسان و جودم

به خوان نعمتت از هر نواله
مرا از گنج قسمت شد حواله

خطا کردیم و راه چاره شد طی
ره دور و درازی باشد از پی

تهی دستیم رو سوی تو داریم
سر مهمانی کوی تو داریم

۷۰. متاعی نیست ما را غیر امّید
مران ما را ز در از لطف جاوید

ز عدلم گر بسوزی جای آن است
وگر بخشی ز لطفت بیکران است

خداوندا به ذات بی زوالت
به جاه بی نیاز ذو الجلالت،

به رحمت کز غضب پیشی گرفته
به جودت کز جهان پیشی گرفته،

ز عشقت در دلم نوری در افکن
ز رحمت در سرم شوری در افکن

۷۵.رهی بنما کز آن سوی تو پویم
به سر زان راه در کوی تو پویم

چو فردا گرم گردد محشر از تاب
برون کش کشتی دل را ز غرقاب

گناهم را به سلطان رسل بخش
به ختم انبیا و عقل کل بخش

به دامانش رسان دست ولایم
که تا برهاند از این ماجرایم

محمد باعث ایجاد عالم
چراغ محفل اولاد آدم

۸۰.طفیل هستی او جمله اشیا
ز نورش عالم ایجاد برپا

منظومه فرهادو شیرین سرودءشعله نی ریزی قسمت پنجم

#منظومه فرهاد و شیرین سروده شعله نی ریزی.
شامل[۳۵۱۰] بیت تصحیح دکتر مختار کمیلی
ارایه در فضای مجازی : فاطمه شعاع

قسمت 5️⃣
*ابیات 41 الی 60

خداوندا تو دانایی و بینا
سمیعی و بصیری و توانا

همه ذّرات عالم در سجودت
دو عالم ریزه خور از خوان جودت

به بزم آفرینش صبح تا شام
نهاده دست جودت سفره عام

نشسته بر سر این خوان یغما
چو مور از خاک و چه ماهی ز دریا

۴۵.خداوندا تو جان بخش جهانی
خداوند زمین و آسمانی

به ذاتش پی برد کی فکر دانا
چه داند قطره ای پهنای دریا

تو سازی روز را از شب پدیدار
گهر از خاره آری و گُل از خار

خرد حیران بود از کنه ذاتت
شماری کس نداند از صفاتت

دلم را از هدایت بخش نوری
کزان نورم پدید آید سروری

۵۰. دل سرگشته ر اکن رهنمایی
چراغ عقل را ده روشنایی

زشمع عقل روشن کن روانم
ز راه دل هدایت ده به جانم

سزاوارم گرم سوزی به آتش
گرم رحمت کنی خاطر کنم خوش

بر آور کشتی فکرم ز گرداب
به دل بخشا توان و در تنم تاب

بر آور بیژنم زین چاه تاریک
که کارم سخت شد امّید باریک

۵۵.ز انعام تو بس نعمت که خوردم
به نافرمانیت عمری سپردم

عنانم را ز غفلت باز گردان
به راه راستی دمساز گردان

تو بینایی و ما در خود پرستی
به غفلت مانده در بازار هستی

بر آور پنبه غفلت ز گوشم
به مغز افکن از آن داروی هوشم

به کویت خاطرم را آشنا کن
مقامم در ره صدق و صفا کن

۶۰.منم سرگشته و صد چاه در راه
مرا کن رهبری تا برهم از چاه

منظومه فرهادو شیرین سرودءشعله نی ریزی قسمت چهارم

#منظومه فرهاد و شیرین سرودهء شعله نی ریزی.
[شامل ۳۵۱۰] بیت تصحیح دکتر مختار کمیلی
ارایه‌ در فضای مجازی: فاطمه شعاع

قسمت 4️⃣
*ابیات 31 الی 40

یکی را کرد شاه کشور ناز
یکی با سوز دل گردید دمساز

یکی را داد تخت خسروانی
یکی را سوز دل با سخت جانی

یکی را سنگ سایی داد پیشه
که فرساید تن مسکین به تیشه

طراوت داد گلبرگ تری را
به او آموخت رسم دلبری را

۳۵.نیفتد تا گره در کار سنبل
صفا بخشید در آئینه گل

ز هجران لاله را فرمود دلخون
به جام از ژاله کردش آب گلگون

صبا را داد در بستان اجازه
که بنهد روی گل را رنگ غازه

به ناف آهوان خون جگر کرد
برون زان خون ز نافش مشکِ تر کرد

برون آورد یاقوت از دل سنگ
چو لعل دلبرانش کرد گلرنگ

۴۰.جهان آباد از تأثیر عشق است
مس عالم زر از اکسیر عشق است

منظومه فرهادو شیرین سرودءشعله نی ریزی قسمت سوم

# منظومه فرهادو شیرین سرودءشعله نی ریزی.
[شامل۳۵۱۰] بیت تصحیح دکتر مختار کمیلی
ارایه در فضای مجازی : فاطمه شعاع

قسمت 3️⃣
*ابیات 21 الی 30

لب لعل بتان را چون شکر کرد
وزان لب عاشقان را خون جگر کرد

به روی گُل کشید از ناز غازه
به بلبل داد شیدایی تازه

خرامیدن به سرو بوستان داد
شکر را جا به لعل دلستان داد

به مژگان بتان پیکان کین داد
هدف از جسم عشّاق حزین داد

۲۵.به چشم دلبران بخشید مستی
عنان دادش به شغل می پرستی

تن عشّاق را زان ساخت رنجور
فکندش کار دل با شام دیجور

یکی را سوی بستان ساخت خرگاه
یکی را سرنگون افکند در چاه

یکی را افسر از کیوان به در برد
یکی را سر زغم در زیر پر برد

یکی را خسته راه طلب کرد
یکی را لعل شیرین چوم رطب کرد

۳۰.یکی را ناز بی اندازه فرمود
یکی را داغ دیرین تازه فرمود

به یاد مادر…

به یاد مادر…

مادر،
بعضی نام‌ها هیچ‌وقت کهنه نمی‌شوند،
بعضی صداها حتی در سکوت هم شنیده می‌شوند،
و بعضی آغوش‌ها، هر چقدر که دور باشند،
باز هم گرم‌اند…

کاش می‌شد زمان را
برای یک لحظه به عقب برگردانم،
به همان روزهایی که هنوز
دستت را می‌گرفتم،
به صدای مهربانت که می‌گفت:
«نترس عزیزم، من اینجا هستم.»
و خیالم راحت بود
که هیچ طوفانی
نمی‌تواند مرا از تو دور کند.

حالا اما،
دستانم در هوا
به دنبال چیزی می‌گردند
که دیگر نیست،
نگاهم در ازدحام این دنیا
به دنبال چشمانی که دیگر
پاسخ مرا نمی‌دهند.

می‌گویند عشق مادر
هرگز از بین نمی‌رود،
می‌گویند رد پای دعایش
همیشه در زندگی‌مان می‌ماند،
پس حتماً هنوز،
جایی در این دنیا،
میان این همه شلوغی،
دعاهای تو
پشت سر من ایستاده‌اند.

هر وقت باران می‌بارد،
حس می‌کنم هنوز
در کنارمی،
با همان چادر گل‌دار و لبخند مهربانت،
دستت را روی شانه‌ام می‌گذاری
و آرام در گوشم می‌گویی:
«نگران نباش عزیزم،
همه‌چیز درست می‌شود…»

اما تو که رفتی،
چیزهای زیادی دیگر درست نشدند،
و من هنوز هر شب
با خیالِ دستان تو
چشم‌هایم را می‌بندم.

می‌گویند رفتگان،
در خواب‌های عزیزانشان سر می‌زنند...
پس مادر،
اگر جایی که هستی،
راهی به خواب‌هایم داری،
امشب بیا،
فقط برای لحظه‌ای،
که دوباره بگویم:
«چقدر دلم برایت تنگ شده…»

و هنوز،
مثل کودکی‌هایم،
هر وقت دلم می‌گیرد،
زیر لب اسمت را زمزمه می‌کنم،
و شاید،
همین برای آرام شدنم کافی باشد...

به یاد تو، در تمام لحظه‌هایی که بی تو گذشته‌اند،
و در تمام لحظه‌هایی که با یاد تو خواهند گذشت…

محسن شعاع بهمن ۱۴۰۳

منظومه فرهادو شیرین سرودءشعله نی ریزی قسمت دوم

# منظومه فرهادو شیرین سرودءشعله
نی ریزی. [ شامل۳۵۱۰] بیت تصحیح دکتر
مختار کمیلی
ارایه در فضای مجازی: فاطمه شعاع

قسمت 2️⃣
*ابیات11 الی 20

بود از عشق او در ناله سیلاب
به خود پیچد ز عشقش ناف گرداب

همه ذرّات کز بالا و پستند
ز جام عشق آن معشوق مستند

شراری کز درون سنگ پيداست
ز سوز عشق آن یار دلاراست

بتان را لب پر از شهد و شکر کرد
نصیب عاشقان خون جگر کرد

۱۵. به گیسوی بتان چندانکه خم داد
درون عاشقان را درد و غم داد

عذار دلبران را لاله گون کرد
درون عاشقان را پر زخون کرد

به خوبان داد گیسوی سیه فام
وزان فرمود صبح عاشقان شام

چو آتش روی خوبان را بر افروخت
وزان آتش وجود عاشقان سوخت

به خوبان داد رخسار پریوش
دل عشّاق کرد از وی مشوّش‌

۲۰. دل خوبان ز سختی کرد چون سنگ
دل عاشق چو دست مفلسان تنگ

منظومهء فرهاد و شیرین سرودهء شعله نی ریزی  قست اول

«به نام خدا»

# منظومهء فرهاد و شیرین سرودهء شعله نی ریزی.[ شامل ۳۵۱۰ بیت] تصحیح دکتر مختار کمیلی
ارایه در فضای مجازی: فاطمه شعاع

قسمت 1️⃣
*ابیات 1 الی 10

١.به نام آنکه شیرین آفرین است
بر او‌ از آفرینش آفرین است

به خوبان جایگاه خسروی داد
بتان را عشوه های معنوی داد

زمین تا آسمان مَه تا به ماهی
به یکتایی او دارد گواهی

ز مرغ خاک تا ماهیِّ دریا
به تسبیحش شب و روزند گویا

۵.دوا بخش درون مستمندان
خطاپوش نیاز دردمندان

تسلی بخش خاطرهای رنجور
رواج آموز هر شیرین پر شور

نوایی کز مخالف هست یا راست
ز اوج واز حضیض از عشق او‌خاست

یکی را داد مسکینی و خواری
زحکمت دور نبود حکم باری

یکی را داد سلطانی و شاهی
همه عدل است فرمان الهی

١٠.یکی را سود بر چرخ برین تاج
یکی را داد جان و دل به تاراج