منظومه فرهاد و شیرین شعله نی ریزی قسمت سی و هفتم
# منظومهء فرهاد و شیرین سرودهء شعله نی ریزی .
[شامل ۳۵۱۰ بیت]تصحیح دکتر مختار کمیلی
ارایه در فضای مجازی : فاطمه شعاع
قسمت 3️⃣7️⃣
*ابیات 691 الی 710
بلی چون آتش هجران زند جوش
نگردد از هزاران سیل خاموش
دل نازک کجا و تاب دوری
نسازد جسم عاشق با صبوری
چو بنهادی به لب جام نبیدی
به یاد دلربا آهی کشیدی
اگر کردی نظر بر سرو گلزار
به دل کردی خیال قامت یار
۶۹۵. نظر چون بر گل رعنا گشودی
هوای چهرهٔ جانان نمودی
اگر بر لاله افتادی گذارش
به یاد آمد درون داغدارش
گهی با بلبلان دمساز گشتی
به بانگ ناله هم آواز گشتی
به روز و شب به یاد لعل دلبر
گدازان جسم او چون ز آب شکّر
می صاف و سرود عاشقانه
نماندش بهر رسوایی بهانه
۷۰۰.به بد نامی کشد انجام معشوق
چو شد عاشق رسد بانگش به عیّوق
بلی عشق و جنون را این فسون است
که گر صد پرده اش پوشی برون است
ادیب نکته سنج محفل عشق
حریف حلّ و عَقد مشکل عشق
چنین گوید که شیرین شکر خند
چو دل در عشق خسرو کرد در بند
به دل چندانکه کردی استشاره
ندیدی در علاج خویش چاره
۷۰۵.ز صبرش درد دل هر لحظه شد بیش
ندیدی در تأمّل چاره خویش
ندانستی دلی را محرم راز
که گردد یکدمش با درد دمساز
بجز شاپور کس همدم نبودش
بغیر از سایه کس محرم نبودش
چو از عشقش درون بگداخت شاپور
به مدین رفت المامور معذور
چو تنها ماند شوخ سرو قامت
گذشتی روز بر وی چون قیامت
۷۱۰. دل شوریده اش شوریده تر شد
ز غم چون طایر بشکسته پر شد